Skip to content
 

آبان‌یشت (آناهیدیشت، اردویسوره‌یشت)

آبان‌یَشت: آناهیدیَشت/ اَرِدویسورَه‌یَشت. پنجمين يشت اوستا و يكي از كهن‌ترين آنها که در ستایش و بزرگداشت ناهید/ اَناهیتا/ آناهید سروده شده است. آبان‌يشت داراي 30 بخش يا كَردِه و 133 بند است. اما بسياري از اين بندها در دوره‌هاي جديدتر به متن اصلي افزوده شده‌اند. اشاره‌هاي جغرافيايي موجود در آبان‌يشت نشان مي‌دهد كه محل سرايش آن، سرزمين‌هاي جنوبي آسياي ميانه و شمال افغانستان امروزي و بويژه نواحي پيرامون رود آمو/ آمودريا بوده است. آبان‌يشت از منابع با اهميت در بررسي نام‌هاي پهلوانان و سرداران و پادشاهان در ايران باستان دانسته می‌شود.

[hidepost]

برخی از بخش‌های آبان‌یشت از این قرار است: «اوست آن برومندی که در همه جا نام‌آور است؛ اوست که در بزرگی به اندازه همه آب‌هایی است که بر روی این زمین روانند؛ اوست نیرومندی که از کوه هُکَر به دریای فراخکرت فرو می‌ریزد. سراسر کرانه‌های دریای فراخکرت به خروش در می‌افتد و همه میانگاه آن به بالا بر می‌آید، آنگاه که اَردْویسور آناهید به سوی آن روان شود و به سوی آن سرازیر گردد. او دارنده هزار دریاچه و هزار رود است؛ هر یک از این دریاچه‌ها و هر یک از این رودها به درازای چهل روز راهِ مردِ چابک‌سوار تندتاز است. از این آب، یک رود به همه هفت کشور روان است و این یک رود از این آب، در زمستـان و تــابسـتان، پیـوستـه روان است.

اَردْویسور آناهید از سوی مزدای آفریدگار برخاسته است. به درستی که بازوان زیبا و سپیدش به ستبری شانه اسبی است؛ بازوانی که با زیورافزار باشکوه و تماشایی آذین شده است. اوست یکسره روان و بسیار نیرومند و نازنین. او بر فراز گردونه نشسته، لگام برگرفته و گردونه می‌راند. اوست که با چهار اسب بزرگ و یک نژاد و سراسر سپید، در ستیزه بر همه دشمنان غلبه کند؛ چه دیوان و مردمان و جادوان و پریان و کَوی‌ها و کَرَپن‌های ستمکار. اوست آن توانای درخشان بلندبالای خوش‌اندامی که شب و روز به نیرومندی روان است، و به فراوانی همه آب‌هایـی است که بـر روی ایـن زمین روانند.

اهورامزدای نیک‌کردار به او فرمان داد: ای اَردْویسور آناهید! به سوی پایین روان شو و دگر باره به این فراز باز آی؛ از آن گوی آسمانی جایگاه ستارگان، به سوی زمین آفریده اهورا فراز رو. فرماندهان دلاور و بزرگان سرزمین و پسران بزرگان سرزمین باید تو را نیایش کنند.

می‌ستایم کوه زرین در همه جا ستوده هُکَر را؛ که اَردْویسور آناهید از فراز آن، از بلندای هزار برابر بالای مردی، فرو می‌آید. او به بزرگی همه آب‌هایی است که بر روی این زمین روانند. او با نـیرومندی بسیار فرا می‌تازد.

او دارنده هزار دریاچه و هزار رود است. هر یک از این دریاچه‌ها و هر یک از این رودها به درازای چهل روز راهِ مردِ چابک‌سوار تندتاز است. بر کرانه هر یک از این دریاچه‌ها و رودها، یک خانه خوش‌ساخت بر پای شده است؛ خانه‌هایی با یکصد پنجره درخشان و یک‌هزار ستون خوش‌آراسته. خانه‌ای بزرگ‌پیکر که بر روی هزار پایه پایدار شده است.

اهورامزدا برای او چهار اسب از باد و باران و ابر و تگرگ فراهم ساخت. از این چهار اسب پیوسته باران و برف و ژاله و تگرگ، به مانند نهصد هزار تیر، فرو می‌ریزد و بخشیده می‌شود.

اَردْویسور آناهید همواره به پیکر یک دختر زیبـا، بـسا بـرومند، خـوش‌اندام، کمـربنـد بـر میـان بسـته، بلـند بالا، آزاده‌تبار و بزرگوار که یک جامه زرین پُرچین و ارزشمند در بر کرده است، نمایان می‌شود.

به درستی که اَردْویسور آناهیدِ بسا بزرگوار، آنگونه که شیوه اوست، با گوشواره زرینِ چهارگوشه‌ و با گردنبندی به گردن نازنین خود پدیدار می‌شود. او کمربند به میان می‌بندد تا زیباتر و خوشایندتر شود.

بر فراز اَردْویسور آناهید، تاجی آراسته با یکصد ستاره جای دارد؛ تاجی زرین و هشت‌گوشه، که به مانند چرخی ساخته شده و با نوارهایی آذین داده شده است. تاج زیبای خوب ساخته شده‌ای که چنبره‌ای از آن پیش آمده است.

اَردْویسور آناهید جامه‌ای از پوست بیدَسْتَر در بر کرده است، از پوست سیصد بیدَسْتَری که چهار بچه بزاید. از آن رو که بیدَسْتَر ماده زیباترین است، چرا که موی او انبوه‌تر است.

ای اَردْویسور آناهید! ای نیک، ای تواناترین! اینک مرا این کامیابی فراز ده که به ارجمندی به یک خوشبختی بزرگ دست یابم، خوشبختی‌ای که در آن خوراک بسیار فراهم شود، بهره و بخشش بسیار باشد، اسبان شیهه زننده و گردونه‌های برخروشنده و تازیانه‌های بانگ برانگیزاننده باشند، که در آن خوراک فراوان و توشه اندوخته شده باشد، آن خوشبختی‌ای که در آن پُر باشد از چیزهای خوشبو، و در انبارش پُر باشد از هر آنچه دل کسی بخواهد و هر آنچه زندگانی خوش و خرم را بکار می‌آید». همچنین ← ناهید.

[/hidepost]

 آ   ا   ب  پ  ت  ث  ج  چ  ح  خ  د  ذ  ر  ز  ژ  س  ش  ص  ض  ط  ظ  ع  غ  ف  ق  ک  گ  ل  م  ن  و  هـ  ی