Skip to content
 

کتیبه‌های جعلی

کتیبه‌های جعلی: به کتیبه‌هایی اطلاق می‌شود که در دوره معاصر و بخصوص در قرن نوزدهم میلادی ساخته شده و بدل از اصل عرضه شده‌اند. تعدادی از این کتیبه‌ها به شکلی مشابه با یک کتیبه اصیل ساخته شده‌اند و تعدادی دیگر با تلفیقی از چند کتیبه و یا با الهام از آنها ساخته شده‌اند. این کتیبه‌ها امروزه در بسیاری از موزه‌ها و مجموعه‌های خصوصی وجود دارند و معمولاً کوشش می‌شود بخاطر اعتبار موزه به جعلی بودن آنها دامن نزنند.

از مشهورترین کتیبه‌های مورد سوءظن، کتیبه زرین منسوب به اَریارمنه (پدر پدربزرگ داریوش یکم) وجود دارد که ادعا شده در حدود سال ۱۳۰۹ (یا ۱۲۹۹) هجری شمسی در بازار همدان خریداری شده است. این کتیبه طلا اکنون در موزه برلین نگهداری می‌شود. بجز این، لوح زرین دیگری منسوب به اَرشام (پدربزرگ داریوش یکم) وجود دارد که ادعا شده در سال ۱۳۲۴ (یا ۱۲۹۹) هجری شمسی باز هم در بازار همدان خریداری شده است. این کتیبه طلا  در مجموعه خصوصی مارسل ویدال در آمریکا نگهداری می‌شود. هر دو کتیبه در ضمن کاوش‌ به دست نیامده‌اند و اتفاق‌نظری در باره سال پیدا شدن آنها وجود ندارد. هر دو کتیبه بلافاصله پس از ادعای خرید در شهر همدان معرفی نشده‌اند و چنین انتسابی سال‌ها بعد برای آنها مطرح گردیده است. هر دو کتیبه دارای چندین غلط‌ فاحش املایی و انشایی هستند (برای مثال در کتیبه آریارمنه بجای کلمه «پارسَئی‌یَه»، کلمه «پارسا» بکار رفته و حالت دستوری شش کلمه از مجموع ۴۲ کلمه آن نادرست است).

اصالت این کتیبه‌ها از زمانی که به جامعه علمی معرفی شدند، مورد سوءظن قرار گرفت و مشکوک خوانده شد. اما پس از اینکه پذیرفته شد خط میخی فارسی باستان در زمان داریوش یکم ابداع شده است، در نتیجه اصالت آنها به خودی خود از بین می‌رود. رونالد کنت بر این باور است که این کتیبه‌ها را اردشیر دوم هخامنشی جعل کرده است (Kent, 1957)، اما پی‌یر لوکوک اعتقاد دارد که جعل این کتیبه‌ها را ترجیحاً می‌باید به داریوش یکم نسبت بدهیم که نیاز به ساخت پیشینه شاهانه برای مشروعیت بخشیدن به خود داشته است (لوکوک، ص 129 تا 131 و 207 تا 208). اما نگارنده گمان می‌کند که جعل این دو کتیبه نه در زمان داریوش یا اردشیر، که در دوره معاصر و در ادامه ساخت‌وساز اشیای قلابی هخامنشی در خارج از ایران اتفاق افتاده است. ماریا بروسیوس نیز ضمن احتمال جعل آنها در گذشته، به جعل آنها در عصر حاضر اشاره کرده است (Brosius, 2000). بجز اینها، اشیای دیگری نیز به همدان منسوب شده‌اند (از جمله جام زرین خشیارشا)، در حالیکه تاکنون در همدان اثری هخامنشی در طی کاوش‌های علمی پیدا نشده است.

ساخت اشیای مجعول باستانی از جنس طلا بسیار متداول‌تر از مواد دیگر است. چرا که کار بر روی ماده نرمی همچون طلا آسان‌تر و چکش‌کاری آن سهل‌تر است؛ و از سوی دیگر، طلا زنگار نمی‌بندد و دچار فرسایش‌های ناشی از هوازدگی نمی‌شود. در نتیجه شکل ظاهری کهنه و جدید آن چندان تفاوتی با یکدیگر ندارد. خصوصیت دیگر طلا که آنرا برای جعل مناسب می‌کند، این است که نمی‌توان قدمت آنرا همچون مواد آلی یا اشیای سفالی با روش‌های قدمت‌سنجی مبتنی بر رادیو کربن یا گرماسنجی معین کرد.

یکی از فعال‌ترین پژوهشگران کتیبه‌ها و دیگر آثار جعلی اْسکار وایت موسکارلا (Oscar White Muscarella) باستان‌شناس و متخصص آثار هنری ایران و شرق باستان و از موزه‌داران پیشین موزه هنر متروپولیتن در نیویورک است. او سابقه همکاری در کاوش‌های باستان‌شناسی ایران و ترکیه را نیز دارد و در دهه ۱۳۴۰ (۱۹۶۰ میلادی) در تپه حسنلو و عقرب‌تپه (هر دو در نزدیکی نقده/ سُلدوز سابق)) کار کرده است. موسکارلا در کتاب «دروغی که بزرگ شد: جعل فرهنگ شرق نزدیک باستان» (Muscarella, 2000) نشان داده است که صرف وجود یک اثر باستانی در موزه‌ای مشهور یا در کتاب دانشمندی صاحب‌نام دلیل بر اصالت آن اثر نمی‌شود. او در این کتاب از حجم وسیع اشیای قلابی باستانی و سند‌سازی‌های لازم تاریخی و باستان‌شناختی برای آنها پرده بر می‌دارد. اشیایی که به گفته او به فراوانی در موزه‌های جهان پراکنده هستند و دست اشخاص ذی‌نفوذی در ساخت و تجارت آنها دخیل بوده است. او ضمن معرفی مستند و مصور بسیاری از این آثار، در باره همکاری داوطلبانه یا «ناچارانه» باستان‌شناسان و موزه‌داران و متخصصان تاریخ هنر در روند این جعل‌کاری‌ها سخن می‌گوید و گاه از آنان نام می‌برد: «آرتور اوپهام پوپ» و «رومن گیرشمن». او گیرشمن را متهم می‌کند که عکس آثار قلابی را قبل و بعد از عرضه برای فروش، در کتاب‌های ایران‌شناسی خود منتشر می‌کرده است.

او همچنین از نمایشگاه‌هایی یاد می‌کند که موزه بریتانیا در لندن با اشیای قلابی در نواحی گوناگون جهان برگزار می‌کند. او بسیاری از اشیای باستانی هخامنشی، اشکانی، ساسانی و بین‌النهرینی، مجسمه‌ها و سنگ‌نگاره‌ها، آثار زرین و سیمین و از جمله تکوک‌ها (ریتون)، بشقاب‌های زرین، کوزه‌هایی با دسته‌های به شکل حیوان، و امثال آنها را جعلی قلمداد می‌کند. جعل‌هایی که گاه حتی باستان‌شناسان برای آنها مستندنگاری‌های لازم و گزارش‌های قلابی حفاری را تهیه کرده‌اند و شناسنامه‌دار شده‌اند. موسکارلا بر این باور است که بسیاری از موزه‌ها و مجموعه‌های خصوصی با علم به جعلی بودن آثار بر واقعیت‌ها سرپوش می‌نهند. جلوی انتشار اخبار آنرا می‌گیرند و یا مزاحمت خبرنگاران را به ترتیبی از سر خود کوتاه می‌کنند. چرا که یا اعتبار موزه و مجموعه را در معرض خطر می‌بینند و یا اخراج و آینده حرفه‌ای خود را. او در مصاحبه‌ای با سوزان مازور از اشخاصی (و از جمله وزیر خزانه‌داری ایالات متحده) نام برده است که در طول ده‌ها سال در ایران و عراق و دیگر کشورهای کهنسال دست به حفاری‌های غیرمجاز می‌زدند. حفاری‌هایی که بنا به گفته او موجب نابودی تاریخ و تمدن این کشورها می‌شد.

انگلیسیان و جعل کتیبه‌های باستانی: در سده نوزدهم میلادی، فرانسویان در ایران و انگلیسیان در عثمانی (بین‌النهرین و دیگر سرزمین‌های میان ایران تا اروپا) امتیاز انحصاری حفاری و فعالیت‌های عتیقه‌یابی را به دست آوردند. با اینکه فعالیت‌های فرانسویان در ایران محدود به پیدا کردن آثار باستانی و انتقال قانونی و غیرقانونی آنها به موزه لوور در پاریس بود، اما فعالیت انگلیسیان از این فراتر رفت و به جعل آثار باستانی و به ویژه جعل کتیبه‌های باستانی نیز منجر شد. برای چنین جعل‌هایی سه انگیزه اصلی وجود داشته است: القای مفاهیمی که مورد نیاز استعمارگران در کشورهای استعمارزده بوده است؛ ساخت نسخه بدل‌ و رونوشت از کتیبه‌ها؛ و سوداگری از محل فروش آثار باستانی قلابی که در آن زمان موزه‌ها و مجموعه‌داران فراوانی در سراسر دنیا خواهان آنها بوده‌اند.

در سده نوزدهم، عده زیادی از اتباع بریتانیا در بین‌النهرین به شغل ساختن یا دلالی آثار باستانی مجعول و به ویژه کتیبه‌های میخی و مُهرهای غلطان مشغول بوده‌اند. با اینکه برخی از این آثار از اصل و اساس قلابی هستند، اما بیشتر آنها کپی‌کاری و رونوشتی از اصل هستند. این عده به اندازه‌ای در کار خود مهارت و تجربه کسب کرده بودند، که هنوز هم آثاری که آنان ساخته بوده‌اند، در موزه‌ها و مجموعه‌های گوناگون جهان وجود دارند و تشخیص اصالت و هویت آنها حتی برای مجرب‌ترین متخصصان دشوار و گاه ناممکن است. مشهورترین و حرفه‌ای‌ترین این اشخاص، برادران «ردی» (Ready) بودند که سالیان سال در بغداد به این کار می‌پرداختند و در نهایت به استخدام موزه بریتانیا در لندن در می‌آیند تا سفارش‌های موزه برای ساخت کپی‌های بدلی از آثار باستانی و کتیبه‌های میخی را انجام دهند.

نخستین نمونه‌های کتیبه‌های جعلی از خانه یک عتیقه‌فروش و دلال انگلیسی آثار باستانی در بغداد پدیدار شد و پس از آن رونق بسزایی یافت (Walker, Cuneiform, 1987). این شخص کلودیوس جیمز ریچ (Claudius James Rich) نام داشت و برای منافع تجاری کمپانی انگلیسی هند شرقی در بغداد کار می‌کرد. ریچ همان شخصی است که گویا برای نخستین بار در سال 1821 میلادی مدعی شد بنای موسوم به مقبره مادرسلیمان در دشت مرغاب آرامگاه کورش است. نظریه‌ای که جیمز موریه و کرپورتر (سیاح آلمانی همزمان با او) آنرا پذیرفتند و سپس آنرا بی‌اساس دانستند.

کتیبه‌های جعلی متعلق به اواخر سده نوزدهم و اوایل سده بیستم میلادی به مراتب حرفه‌ای‌تر از نمونه‌های متعلق به اوایل سده نوزدهم هستند. در این نمونه‌های ناشیانه حتی به این نکته توجه نشده که نوشته‌های دو طرف الواح میخی باستانی می‌باید در جهت مخالف یکدیگر باشند. یعنی برای خواندن روی دیگر کتیبه، نباید آنرا مانند کتاب بطور افقی ورق زد، بلکه می‌باید بطور عمودی آنرا از بالا به پایین برگرداند. تعداد و تنوع آثار باستانی و کتیبه‌های میخی که در حدود سده نوزدهم میلادی در بین‌النهرین ساخته شده‌اند، بسیار بیش از آنست که به تصور آید. عموم موزه‌های دنیا سعی می‌کنند تا به منظور حفظ اعتبار موزه و اشیای آن، چنین بررسی‌ها و مطالعاتی را بدون جنجال و سروصدا پیگیری کنند و در مواقع لازم به حداقلی از یک خبررسانی مبهم قناعت کنند.

تعداد فراوان کتیبه‌های جعلی و آثار عتیقه که عمدتاً ساخت اتباع انگلیس هستند، موجب شده که بسیاری از کتیبه‌ها و آثار موجود در موزه‌ها و مجموعه‌ها، دارای اصالت قطعی و بلاتردید نباشند و همواره هاله‌ای از ابهام بر گرد آنها در گردش باشد. . ← کتیبه اَریارمنه و کتیبه اَرشام.

 آ   ا   ب  پ  ت  ث  ج  چ  ح  خ  د  ذ  ر  ز  ژ  س  ش  ص  ض  ط  ظ  ع  غ  ف  ق  ک  گ  ل  م  ن  و  هـ  ی