Skip to content
 

اوزمیاپتیی

اوزمَیاپَتییْ: (فارسی باستان). اصطلاحی که همراه با بریدن بینی، بریدن گوش، از حدقه در آوردن چشم، به زنجیر کشیدن و آویزان کردن اسیران از دروازه‌های شهر، مکرراً در کتیبه داریوش در بیستون بکار رفته است. مفهوم اوزمیاپتیی به قطعیت دانسته نشده و بر سر اختلاف وجود دارد. رونالد کنت آنرا به معنای «پوست کندن و پوست را از کاه انباشتن» می‌داند (کنت، 1379). رالف نورمن شارپ آنرا به معنای «دار زدن» گرفته است. در حالیکه دار زدن لغتی مستقل دارد که همانا «فَراهَجَم» است (شارپ، بی تا). کینگ و تامپسون در تحریر عیلامی آنرا به معنای «سوراخ کردن بدن با نیزه» یا «به چهار میخ کشیدن/ به صلیب کشیدن» می‌دانند (کینگ، 1384). فرنسواز سوزینی و کلاریس هرن اشمیت نیز آن واژه را در تحریر عیلامی به مفهوم «میخ در ماتحت کردن» گرفته‌اند (سوزینی، 1387). پی‌یر لوکوک نیز اوزمیاپتیی را به معنای «تیر در ماتحت فرو کردن» می‌داند (لوکوک، 1382). بنا به گفته داریوش در کتیبه بیستون، عده‌ای از رهبران شورش‌ها و مردان پیرو آنان در شهر اووادَئیچَیَه در نزدیکی تخت‌جمشید به این شکل مجازات شده‌اند.

 آ   ا   ب  پ  ت  ث  ج  چ  ح  خ  د  ذ  ر  ز  ژ  س  ش  ص  ض  ط  ظ  ع  غ  ف  ق  ک  گ  ل  م  ن  و  هـ  ی