Skip to content
 

هوم‌یشت

هوم‌یَشت: یکی از یشت‌های کهن اوستا که در درون یسناها جای داده شده و از یسنای ۹ تا ۱۱ را در بر می‌گیرد، هر چند که یشت بیستم اوستا نیز با نام هوم‌یشت نامیده می‌شود، اما تنها چند بند هوم‌یشت اصلی را در بر دارد. در نتیجه می‌باید توجه داشت که هوم‌یشت درون یسناها (که یشت اصلی و کهن است) با هوم‌یشت غیراصیل که یشت بیستم اوستا را تشکیل می‌دهد، اشتباه گرفته نشود. این یشت در بزرگداشت و ستایش گیاه همیشه سرسبز هوم سروده شده است. هوم‌یشت در ۳ هات یسنا و ۷۱ بند جای داده شده است. اما بسیاری از این بندها در دوره‌های جدیدتر به متن اصلی افزوده شده‌اند. افزوده‌های احتمالی جدیدتر عبارتند از بندهای ۱، ۲، ۱۲ تا ۱۵، ۲۴، ۲۶، ۲۷، ۲۹ تا ۳۲ از یسنای نهم؛ ۱، ۲، ۵ تـا ۱۰، ۱۲ تا ۱۶، ۱۸، ۱۹ از یسنای دهم؛ و بـه احتمال همه هجده بند یسنای یازدهم. برخی از بخش‌های هوم‌یشت از این قرار است: «ای هوم! در میان مردمان این جهان خاکی، چه کسی برای نخستین بار از تو افشره‌ای بر گرفت؟ به او چه بهره‌ای داده شد و کدامین کامیابی به او فراز رسید؟ پس آنگاه آن هوم پیرو نظام هستی و آن دور کننده مرگ گفت: در میان مردمان این جهان خاکی، برای نخستین بار ویوَنْگْهان از من افشره‌ای بر گرفت و به او این بهره داده شد و این کامیابی فراز رسید که برای او پسری زاده شد: جمشید خوب‌رَمه، آن فروغمندترین آفریدگان، آن خورشید چهره، او که به هنگام شهریاری‌اش، جانوران و مردمان را همیشه نمردنی، آب‌ها و گیاهان را خشک نشونده و خوراک‌ها را کاستی‌ ناپذیر کرد. به هنگام شهریاری جم دلاور، نه سرما بود و نه گرما، نه پیری بود و نه مرگ، و نه رشکِ آفریده دیو. هم پدر و هم پسر، هر یک به مانند پانزده‌ ساله‌ای به دیده می‌آمدند. در آن هنگام شهریاری جم خوب‌رَمه، آن پسر ویوَنْگْهان.

ای هومِ دور کننده مرگ، این نخستین دهش را خواهانم از تو: زندگی بهترین پیروان نظام هستی را، فروغ آرامش‌بخش را. ای هوم دور کننده مرگ، این دومین را خواهانم از تو: تندرستی را. ای هوم دور کننده مرگ، این سومین را خواهانم از تو: دور زیوی نیروی زندگانی را.

ای هوم دور کننده مرگ، این چهارمین را خواهانم از تو: مرا کامیاب و دلیر و شادمان، بر این زمین در آور تا یورش را در هم کوبم و دشمنان نظام هستی را فرو شکنم. ای هوم دور کننده مرگ، این پنجمین را خواهانم از تو: مرا پیروزمند و فرو کوبنده در رزم، بر این زمین در آور تا یورش را در هم کوبم و دشمنان نظام هستی را فرو شکنم.

ای هوم دور کننده مرگ، پیشتر ما را از بوی دزد و پیشتر ما را از بوی راهزن و پیشتر ما را از بوی گرگ آگاه کن، پیش از آنکه کس دیگری بوی بَرد، ما پیش از همه بوی بریم.

[hidepost]

هوم دلاوران تازنده اسب در پیکارها را نیرو و توانایی فرا می‌بخشد. هوم به زنان باردار پسرانی نام‌آور و فرزندانی پیرو نظام هستی فرا می‌بخشد.

هوم آنانی را که دیرگاهیست دوشیزه مانده‌اند، اگر از آن خردمند بخواهند، آنان را دامادی خوش‌پیمان فرا می‌بخشد.

ای هوم! چه خوش است که به نیروی خود، شهریاری کامیاب شده هستی. چه خوش است که بسیار سخنان درست‌گفته می‌دانی. چه خوش است که برای سخنان درست‌گفته، بی‌نیاز از پرسیدن هستی.

ما را از آسیب ستمگران رهایی ده، منش جنگ‌خواهان را از ما دور ساز، آسیب‌رسانان به این خانه، به این روستا، به این شهر و به این کشور را پریشان کن؛ بگیر توان پاهای او را، بگیر شنوایی گوش‌های او را و منش او را.

ای هوم! ستایش بر ابرها و باران، رویاننده اندام تو بر ستیغ کوه‌ها. ستایش بر ستیغ کوهی که تو بر آن می‌رویی.

ای هوم پاک! ستایش بر زمین بهره‌ور و پهناور، آن بخشنده در بر گیرنده تو. ستایش بر سرزمینی که تو در آن رویانی، همچو سـرور خوشبو گیاهان و همچو نیک‌ْ گیاهان مزدا. ای هوم! رویان باش بر فراز کوه‌ها، بالنده باش در همه جا. تویی خاستگاه نظام هستی.

پرنده‌ای پاک و کاردان، تو را به هر سو می پراکَند، بر ستیغ‌های اوپائیری‌سَئِنَه، بر فراز سْتَئِروسارَه، بر گردنه کوسْروپَتَه، بر پرتگاه ویشْ پَسَن و بر کوه سْپیتَه‌گَئونَه.

می‌ستایم همه هوم‌ها را؛ آنها را که رویانند بر فراز کوه‌ها؛ آنها را که رویانند در دره‌ها و در لب رودها؛ آن هوم‌ها که در بند و در گنجه زنانند. فرو می‌ریزمت از ساغری سیمین به ساغری زرین، نمی‌ریزمت بر زمین، چرا که تویی ارجمند و شکوهمند.

توانایی باد بر جهان، درود بر جهان؛ بادا آکنده از گفتار آرام، جهان را؛ بادا کامروایی بر جهان؛ بادا فراوانی بر جهان؛ بادا آبادانی بر جهان.

می‌ستاییم هوم زرین شاخه را؛ می‌ستاییم هوم نوشیدنی فزاینده را؛ می‌ستاییم هوم دور کننده مرگ را؛ می‌ستاییم همه هوم‌ها را».

[/hidepost]

 آ   ا   ب  پ  ت  ث  ج  چ  ح  خ  د  ذ  ر  ز  ژ  س  ش  ص  ض  ط  ظ  ع  غ  ف  ق  ک  گ  ل  م  ن  و  هـ  ی