Skip to content
 

مانی (مانا، ماناگ)

مانی: مانا/ ماناگ. پیامبر و نقاش و نویسنده ایرانی (216- 276 میلادی). پسر فاتَک/ پاتَک. مانی از پدر و مادری ایرانی که به یکی از خاندان‌های اشکانی منسوب بودند، در نزدیکی بابل در بین‌النهرین متولد شد. او بنیانگذار دینی شد که تا مدت‌های طولانی در سرزمین‌هایی از چین تا اروپا پیروان فراوانی یافت. مانی قائل به ترکیب و امتزاج و اتحاد ادیان و باورهای گوناگون بود. او در 24 سالگی پیام خود را آشکار کرد و پس از مدتی از طرف شاپور یکم شاه ساسانی پشتیبانی شد و اجازه تبلیغ برای دینش را از سوی او دریافت کرد؛ اما بعدها با خشم موبدان زردشتی روبرو شد و به فتوای آنان و فرمان بهرام یکم ساسانی به شکل فجیعی کشته شد. مانی سفرهای دور و درازی به ایران، هندوستان و آسیای میانه کرد و به معرفی و تبلیغ دین خود پرداخت و پس از چهل سال سفر به همراه یاران خود به ایران بازگشت. او شخصیتی فرهنگی داشت و آثار هنری فراوانی پدید آورد که برخی از آنها تا به امروز باز مانده است. او همچنین پدیدآورنده خطی است که خط مانوی نامیده می‌شود. این خط نخستین خطی در تاریخ بشر است که برای خوشنویسی و کتاب‌آرایی بکار رفت.

با پدید آمدن آثار مکتوب و نگارین مانی بود که مسیحیان و زرتشتیان نیز به فکر متون مکتوب افتادند و آنان را بر آن داشت تا با تقلید از او به کتاب‌نویسی روی بیاورند. مسیحیان سخنان منسوب به عیسی مسیح و نزدیکان او را مکتوب کردند و نام آن را نیز با اقتباس از کتاب مانی انجیل نهادند. زرتشتیان نیز که فاقد آثار مکتوب و یا حتی شفاهی بودند، نوشته‌های پیروان دیگر ادیانی را که قتل‌عامشان کرده بودند (همچون پرستندگان مهر و خورشید و تیر و ناهید) را گردآوری کردند و به عنوان متون دینی خود معرفی نمودند.

در اواخر سده نوزدهم و اوایل سده بیستم میلادی نوشته‌های بسیاری از پیروان مانی در تورفان پیدا شد (← تورفان) که بخش بزرگی از آن‌ها در انستیتوی شرق‌شناسی برلین نگهداری می‌شوند. بخش‌هایی از این دست‌نوشته‌ها خوانده شده‌است و تلاش برای خواندن بقیه آنها همچنان ادامه دارد. این متون به زبان‌های گوناگون و به خط مانوی نوشته شده‌اند. بیشتر این نوشته‌ها به زبان‌های پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی و سُغدی هستند (← انگدروشنان).

با این حال منابع بازمانده مانوی در قیاس با آنچه پدید آورده بودند، بسیار اندک هستند و بخش عمده آنها متعاقب سختگیری‌ها و سرکوب‌های ادیان دیگر و از جمله مسیحیان و زرتشتیان از بین رفته است و دستیابی به چگونگی و جزئیات دین مانوی عملاً امکان‌پذیر نیست (برتلس، ص 116 و 119).

مانی همه عمر شصت ساله خود را صرف گسترش پیام دین مانوی کرد. او رد کردن دیگران و باورهای دیگر را افتخاری برای خود نمی‌دانست و پیامبران و ادیان پیشین خود را به رسمیت شناخت و گرامی داشت. مانی پیامبر دینی در پیوند با فرهنگ و هنر بود که خود و پیروانش از خود کتاب و آثار مکتوب و نگاره باقی گذاشتند. همچنین مانی پیام‌آور جهان‌شمول‌ترین دین جهان باستان بود که پیروانش به مدت قریب یک هزار سال در گستره‌ای از شمال اروپا تا شرق چین زندگی می‌کردند. از آنجا که مردمان گوناگونی از سرزمین‌های مختلف پیرو دین مانی بودند و خود را به زبان خاصی نیز محدود و مقید نکرده بودند، ادبیات این دین به زبان‌های گوناگونی از خانواده زبان‌های ایرانی (همچون پهلوی و سُغدی)، خانواده زبان‌های ترکی (همچون اویغوری) و نیز به زبان‌های دیگری همچون سُریانی و قبطی نوشته می‌شده است. نویسنده حدودالعالم از حضور مانویان در سمرقند حتی در سده دهم میلادی/ چهارم هجری یاد می‌کند و اینکه آنان را «نغوشاک» (به معنای شنونده) می‌نامند. یکی از شناخته‌شده‌ترین آیین‌های مانوی که در سراسر جهان امروز برجای مانده و بکار می‌رود و یادمان از اوست، شیوه دست دادن مردمان با دست راست است.

مانی سرنوشت و سرانجام تلخی داشت. او را به جلسه مناظره با موبدان زرتشتی در حضور بهرام یکم دعوت می‌کنند و او را در یک دادگاه تفتیش عقاید به جرم کفر محکوم به مرگ می‌کنند. او در زندان نیز نه تنها از پیام دین و آرمان خود دست بر نمی‌دارد و توبه نمی‌کند؛ بلکه از هر فرصتی برای رساندن اندرز و شناساندن دین و اندیشه‌های خود بهره می‌برد.

مانی به حکم موبدان و با تأیید بهرام‌شاه در شهریورروز از شهریورماه سال ۲۷۶ میلادی پس از شکنجه‌های هولناک کشته می‌شود و پیکرش را برای مدتی طولانی بر دروازه گندی‌شاپور می‌آویزند. دروازه‌ای که تا صدها سال بعد به نام «دروازه مانی» خوانده می‌شده است. موبد کرتیر، در کتیبه‌های نقش‌رستم و سرمشهد به بازگویی این رویداد می پردازد: «کیش اهریمن و دیوان از شهر رخت بر بست. یهودیان و بوداییان و برهمنان و مسیحیان و نزاریان و مانویان اندر شهر کشته شدند و بت‌های آنان (منظور خدایان آنان) نابود شد. دیوکده‌های آنان (منظور نیایشگاه‌ها) منهدم گشت و به جایگاه نیایش ایزدان (منظور آتشکده) بدل شد، شهر به شهر، جای به جای… من کافران و ملحدانی که به انجام فرایض دینی نپرداختند را کیفر دادم… من بسا آتشکده نشانیدم، بسیار کسان به دین روی آوردند و من دین مزدیسنا را اندر شهر نیکنام کردم».

منابع مانوی با دقت کم‌نظیری روز مرگ مانی را ثبت کرده‌اند: «مانی با شادی بزرگ و با خدایان روشنی‌ها و با نوای چنگ و سرود شادی پرواز کرد… و جاودان بماند به نزد خداوند اهورامزدا… چهار روز گذشته از شهریورماه، شهریورروز، روز دوشنبه، ساعت یازده، در استان خوزستان و به شهر بیلاباد (گندی‌شاپور/ جندی‌شاپور)، که او پرواز کرد… به سوی سرای فروغ»  (وامقی، ص 290 تا 293). آنگونه که از متون مانوی بر می‌آید، روز مرگ مانی در نزد مانویان یکی از بزرگترین جشن‌ها دانسته می‌‌شده و ظاهراّ به هنگام مرگ مانی این روز برابر با جشن «بِما/ بِمو» نیز بوده است.

 آ   ا   ب  پ  ت  ث  ج  چ  ح  خ  د  ذ  ر  ز  ژ  س  ش  ص  ض  ط  ظ  ع  غ  ف  ق  ک  گ  ل  م  ن  و  هـ  ی