Skip to content
 

ناهید 1 (آناهیتا، آناهیت، آناهید، اناهید، اناهیتا، اناهیته، اردویسوره اناهیته، انهیئوده، انهیتو، اینانا، نانا، نی‌نی، بیدخت)

ناهید: آناهیتا/ اَناهیتا (فارسی باستان)/ اَناهیتَه (اوستایی)/ اَرِدویسورَه اَناهیتَه (اوستایی)/ اَنَهیئودَه (عیلامی)/ اَنَهیتو (بابلی)/ اینانا و نانا و نی‌نی (لولوبی)/ ناخیذ (سُغدی)/ آناهیت (ارمنی)/ اَناهید (پهلوی)/ آناهید (پهلوی)/ بیدُخت. ایزدبانوی نگاهبان آب‌ها و به ویژه آب‌های روان. سیاره ناهید/ زهره و ایزدبانوی موکل بر آن. نام روز آدینه/ جمعه (ناهید‌روز) در گاهشماری سغدی. یشت پنجم اوستا با نام آبان‌یَشت در ستایش و بزرگداشت او سروده شده است.

اَرِدْويسورَه اَناهيتَه پيش از آنكه در دوره‌هاي بعدتر به ايزدبانوي بزرگ آب‌ها تبديل شود، نامي براي يك رود و براي يك ستاره بوده است. «اَرِدْوي» يا «اَرِدْويسورَه» نام يك رود، و «اَناهيتَه» نام يك ستاره و نيز لقب آن رود بوده‌اند. در باورهای ایرانی سیاره ناهید ستاره آب‌های روان دانسته شده است و از همین رو نیایشگاه‌های ناهید نیز در کنار جویباران و چشمه‌ساران برساخته شده بوده است. همچنین برای ناهید شخصیتی مؤنث قائل بوده‌اند که در نتیجه آب‌های چشمه‌ها و قنوات را متعلق به او و او را حامی و پشتیبان آن‌ها می‌دانستند. اینکه در اندیشه‌های کهن ایرانی، مظهر چشمه‌ها جایگاه ناهید دانسته می‌شد و مردان را اجازه نزدیک شدن بدان نبود، از همین باور سرچشمه می‌گیرد. اما پرسش اینجاست که چه رویدادی در طبیعت موجب پیدایش باورهای ارتباط سیاره ناهید با آب‌های روان شده است؟ از سیاره ناهید در متون مکتوب ایرانی همراه با نامی دیگر موسوم به «اَردویسور» یاد شده است و در سراسر آبان‌یشت اوستا که در ستایش و گرامی‌داشت او سروده شده؛ از او با نام «اردویسور آناهید» یاد شده است. به گمان نگارنده، این نام و شخصیت منسوب به آن پیش از آنکه در دوره‌های بعدتر به ایزدبانوی بزرگ آب‌ها تبدیل شود؛ نامی برای یک رود و برای یک سیاره بوده است.

«اَرِدْوی» یا «اردویسور» نام یک رود، و «ناهید» نام یک سیاره و نیز لقب آن رود بوده‌اند. رود «اردوی»، همان رود آمودریا (جیحون) بوده است که بزرگترین، پرآب‌ترین، طولانی‌ترین و پهن‌ترین رود همه سرزمین‌های فلات ایران در دوران باستان بشمار می‌آمد. این رود در مسیر ۲۵۴۰ کیلومتری خود از شعبه‌ها و دریاچه‌ها و برکه‌ها و آبشارهای زیادی برخوردار می‌شود. آمودریا در سرچشمه خود با نام «آب پنج/ پنج‌آب» از بلندی‌های کوهستان «هُکَر» در بدخشان (امروزه در جمهوری تاجیکستان) به دریای فراخکرت روان می‌شود. بلندی‌های هکر همان کوه‌های سر به آسمان کشیده «پامیر» است با ده‌ها قله بالای ۵۰۰۰ متر و چندین قله بالای ۷۰۰۰ متر؛ و دریای فراخکرت همان دریای کاسپین/ مازندران است که در دوران باستان و پیش از تغییر مسیر رود آمودریا بسوی دریاچه خوارزم (آرال) آب آن مستقیماً به این دریا می‌ریخته است. پهنای امروز این رود در حدود سه کیلومتر و بستر کــهــن آن قـریب دوازده کیلومتر بوده است.

اما ناهید (زهره)، همانگونه که گفته شد، نام سیاره‌ای است که زیباترین و چشمگیرترین ستاره آسمان است. از آنجا که ناهید از سیاره‌هایی است که مدار گردش آن در مابین زمین و خورشید قرار گرفته است؛ از دید ناظر زمینی هیچگاه بیشتر از حدود ۴۷ درجه از خورشید دور نمی‌شود. به این ترتیب، ناهید یا پیش از طلوع خورشید در افق شرقی و یا پس از غروب خورشید در افق غربی و حداکثر با ارتفاعی در حدود ۴۷ درجه دیده می‌شود و هیچگاه در میانه‌های آسمان به چشم نمی‌آید. به این خاطر، در هنگامی که ناهید ستاره بامدادی است، همرا با رود آمودریا از بلندی‌های «هکر» یا «پامیر» بر‌می‌خواسته است و هر دو در یک مسیر و در یک امتداد، یکی بر روی زمین و دیگری بر روی آسمان به سوی دریای فراخکرت روان می‌شده‌اند؛ و هنگامی که ناهید ستاره شامگاهی بوده است، همراه با رود آمودریا به دریای فراخکرت فرو می‌رفته است. پس در واقع آناهید و آمودریا هر دو از فراز کوه‌های شرق ایران برخاسته، در یک امتداد روان شده و هر دو در دریای کاسپین یا مازندران فرو می‌رفته‌اند. این پدیده موجب شده است که ایرانیان باستان نیروی مینوی حاکم بر رود آمودریا و سیاره ناهید را یکی بدانند و از آن با نام «اردویسور آناهید» نام ببرند و حتی ناهید را «آورنده» آب‌های آمودریا بدانند. و نیز از همین جاست که اعتقادی کهن شکل گرفت که هنوز هم ایرانیان باور بدارند که «آب و روشنایی از یک سرچشمه‌اند» و یا «آب روشنایی است».

به این نکته‌ها در آبان‌یشت اوستا نیز اشاره شده است: «اوست آن برومندی که در همه جا نام‌آور است. اوست که در بزرگی به اندازه همه آب‌هایی است که بر روی این زمین روانند. اوست نیرومندی که از کوه هکر به دریای فراخکرت فرو می‌ریزد». در دوران‌های پسین‌تر، ناهید نه تنها ستاره آمودریا، بلکه عموماً ستاره همه آب‌های روی زمین دانسته شد و مردمان برای افزایش آب‌ها و پاکیزگی چشمه‌ها از او تقاضای یاری می‌کرده‌اند. باور به توانایی‌های این ایزدبانوی ایرانی تا آنجا پیش رفت که برآورده کننده خواسته‌های دیگر مردمان نیز دانسته می‌شد: «ای آناهید، ای نیک، ای تواناترین، اینک مرا این کامیابی فراز ده که به ارجمندی به یک خوشبختی بزرگ دست یابم. آن خوشبختی‌ای که هر کس دست یابد به هر آنچه دوست می‌دارد و هر آنچه زندگی خوش و خرم را بکار می‌آید».

گوی ناهید: در میان نقش‌های باستانیِ دایره‌‌مانند، نقشی وجود دارد که به‌رغم شباهت فراوان با گوی خورشید، با آن متفاوت و متمایز است. در این نقوش، تصویری از یک ستاره هشت‌پر دیده می‌شود که معمولاً (و نه همیشه) در دایره‌ای محاط است. نقش ستاره هشت‌پر در میان مردمان شرق باستان تداعی‌کننده سیاره درخشان آناهید/ ناهید/ زهره بوده است.

سیاره ناهید/ زهره در هر هشت سال آرایش کیهانی خود را تکرار می‌کند و به وضعیت پیشین خود باز می‌گردد. در این دوره هشت‌ساله او پنج بار چرخه بامدادی- شامگاهی خود را تکرار می‌کند.

از همین رو، ستاره هشت‌پر در آثار منقوش مردمان باستان دلالت بر سیاره آناهید/ ناهید/ زهره (در بابلی: «ایشتَر/ اینانا») و خدای تجلی‌یافته در آن می‌کرده است. چنین تلقی‌ای در میانه هزاره دوم قبل از میلاد همراه با کاسیان از سرزمین‌های غربی ایران به بین‌النهرین و به فرهنگ بابل و آشور راه یافت.

نمونه‌های بسیاری از ستاره‌های هشت‌پرِ محاط در دایره در «کودورو»ها یا سنگ‌مرزی‌های کاسی و بابلی دیده شده است. در این کودوروها در حالی ستاره هشت‌پر ناهید در یک سوی سنگ‌نگاره دیده می‌شود که در سوی دیگر آن، گوی خورشید نقش بسته و آشکارا بر تمایز میان این دو صحه گذارده می‌شود. همچنین ← وخشنکام.

 آ   ا   ب  پ  ت  ث  ج  چ  ح  خ  د  ذ  ر  ز  ژ  س  ش  ص  ض  ط  ظ  ع  غ  ف  ق  ک  گ  ل  م  ن  و  هـ  ی