Skip to content
 

کیومرث (گیومرت، گل‌شاه، گرشاه، گیه‌مرته، گه‌مرد)

کیومرث: گیومَرت/ گَل‌شاه/ گَرشاه/ گَیَه‌مَرِتَه (اوستایی)/ گَه‌مُرد (مانوی). نخستین شاه شاهنامه و نخستین شاه پیشدادی که دیوان بر او حمله بردند و پسرش سیامک را کشتند.

نام کیومرث که در برخی نسخ شاهنامه به شکل «گیومرت» آمده است، در متون مانوی به شکل به شکل «گَه‌مُرد» و در برخی از متون ادبیات فارسی (همچون آثارالباقیه نوشته ابوریحان بیرونی) به شکل «گَل‌شاه» (به معنای «پادشاه کوه») ثبت شده است. با اینکه با اینکه متداول است نام کیومرث را مقتبس از واژه اوستایی «گَیَه‌مَرِتَن» بدانند، اما ما در اینجا از ریشه‌شناسی لغوی که در مطالعات غیر زبانی منجر به گمراهی‌هایی می‌شود، دوری می‌جوییم. واژه «گَیَه‌مَرِتَن» از دو بخش «گَیَه» (به معنای «زنده») و «مَرِتَن» (به معنای «مردنی») تشکیل شده و در مجموع ظاهراً معنای «زنده مردنی» را می‌دهد که توصیفی از حال و روز انسان است. همچنین «گَیَه» از خانواده «گیا» به معنای «زن/ زندگی‌بخش» است. چنانکه «مَرِتَن» معنای «مرد/ مُردنی» را می‌دهد.

نگارنده بر این گمان است که بخش‌های آغازین شاهنامه فردوسی از دیباچه و داستان کیومرث تا داستان فریدون، یک دوره روایی از داستان آفرینش و سیر تغییر و تطور و شکل‌گیری تمدن بشری است.
مشخصه‌های زندگی انسان در عصر کیومرث که در شاهنامه فردوسی آمده، عبارت است از: زندگی در کوه (کیومرث شد بر جهان کدخدای/ نخستین به کوه اندرون ساخت جای)، پوشاک از پوست حیوانات با تأکید بر پوست پلنگ (سر تخت و بختش بر آمد ز کوه/ پلنگینه پوشید خود با گروه)، خوراک و پوشاک طبیعی (ازو اندر آمد همی پرورش/ که پوشیدنی نو بُد و نو خورش)، و کشته شدن فرزندش سیامک به دست دیوی که با صفت‌های «گرگ سترگ» و «دیو سیاه» توصیف شده است.

این مشخصه‌ها مطابق است با چگونگی زندگی انسان در دوران پارینه سنگی (از روزگاران دیرین تا حدود 15.000 سال پیش). در این دوران انسان در غارها زندگی می‌کرده، پوشاکی از پوست حیوانات می‌پوشیده و از خوراکی که در طبیعت به دست می‌آورده، بهره می‌برده است.

کشته شدن سیامک به دست دیو سیاه و تشبیه شده به گرگ، به احتمال اشاره‌ای به نابودی نسل بشری در برابر سرما و یخبندان‌های عصر چهارم یخبندان دارد که از حدود 18.000 سال پیش آغاز شده و در حدود 14.000 سال پیش پایان یافته است.

شواهد باستان‌شناختی از جمعیت اندک انسان در اواخر دوران پارینه‌سنگی حکایت دارد. جمعیتی که بر اثر موج سرما و یخبندان‌های عصر چهارم از بین رفته بوده‌اند و تنها شمار اندکی موفق به مقاومت در برابر آن شده بودند. گرگ و سیاهی نیز که صفات آن دیو سیامک‌کُش معرفی شده‌اند، هر دو در باورهای عامه نماد سرما بوده‌اند و هستند. از جمله عوامل پیدایش چنین باورهایی می‌توان از: فراوان‌تر و خطرناک‌تر شدن گرگ‌ها به هنگام سرما و زمستان، سیاهی شب سرد، زوزه گرگ‌ها در سیاهی شب‌های سرد، شب‌شکار بودن گرگ‌ها و سیاه شدن اندام اشخاص سرمازده یاد کرد. از همین روی است که روایت‌ها و افسانه‌های بی‌شماری از ارتباط میان گرگ و سرما در فرهنگ و باورداشت‌های مردمان ایران و جهان دیده شده است. مرگ سیامک، به احتمال نشانه و نمادی از کاهش جمعیت بشری بر اثر سرما و زنده ماندن کیومرث نشان تداوم حیات بشری و مقاومت در برابر سرما و گریز از آن است.

با توجه به مقایسه داده‌های باستان‌شناختی با رویدادهای شاهنامه فردوسی، به نظر می‌رسد که عصر کیومرث با دوره پارینه‌سنگی مطابقت دارد. همچنین: ← دوران پارینه‌سنگی، دوره پارینه‌سنگی‌زیرین، دوره پارینه‌سنگی میانی، دوره پارینه‌سنگی بالایی، هوشنگ، طهمورث، جمشید، ضحاک، کاوه آهنگر.

 آ   ا   ب  پ  ت  ث  ج  چ  ح  خ  د  ذ  ر  ز  ژ  س  ش  ص  ض  ط  ظ  ع  غ  ف  ق  ک  گ  ل  م  ن  و  هـ  ی