Skip to content
 

کتیبه کن‌چرمی

کتیبه کَن‌چَرمی: کتیبه‌ای در روستایی به همین نام در شمال بیجار که نگارنده نخستین گزارش پیرامون آنرا نوشته است. پس از طی حدود یکصد کیلومتر در راهی که از زنجان به سوی بیجار می‌رود و پنج کیلومتر پس از روستای قجور و سه‌راهی حسن‌آباد یاسوکند، راهی فرعی از سوی راست جاده جدا می‌شود که پس از حدود سی کیلومتر و همراه با پیچ‌و‌خم‌های رود مجاور خود، با گذر از روستاهای جیران، چول ارخ، باباخان و الپهوت به روستای کن‌چرمی می‌رسد. این روستا در پایان این راه قرار دارد و پس از آن بگونه راهی مالرو و صعب‌العبور در می‌آید. نقشه‌های جغرافیایی، این روستا و رود را بنام «قَمچِقا/ قمچقای» ثبت کرده‌اند.

در این منطقه کوهستانی و در کنار همین روستا، می‌باید ماشین را رها کرد و پاها را در آب رود کن‌چرمی فرو برد تا با گذر از آن به ابتدای دره معروف به «دره‌ آسیاب» در جنوب غربی روستا رسید. در این دره رودی روان است که انبوهی از درختان زرشک و آلوی جنگلی و گل‌های صحرایی رنگارنگ آنرا احاطه کرده‌اند. ریزشگاه این رود به رود کن‌چرمی، در مدخل همین دره واقع است.

پس از چند صد متر پیشروی در این دره (که گاه باید از درون آب راه رفت) به بازمانده‌های ویران بنایی لاشه‌سنگی می‌رسیم که آسیاب کهنه نامیده می‌شود و نام دره را نیز برگرفته از همان آسیاب می‌دانست. در روبروی آسیاب و در ارتفاع حدود هفت تا هشت متری از کف دره، تخته‌سنگی هموار وجود دارد که بطور طبیعی صیقل یافته و بر اثر اکسیده شدن در مجاورت هوا، دارای رنگی سیاه و براق است. دسترسی به نزدیکی این صخره بدون ابزار کافی بسیار دشوار و گاه ناممکن است. صخره‌کندهای کن‌چرمی بر روی همین تخته‌سنگ دیده می‌شوند و رو بسوی شرق دارند.

نگارنده در نبود یک نام شناخته‌شده برای این کتیبه، نام «کن‌چرمی» را که نام رود و روستای مجاور آن است را بطور موقت پیشنهاد کرده است. هر چند که گمان می‌رود همین نام در اصل متعلق به این کتیبه بوده باشد؛ چرا که نام‌هایی با پیشوند‌ یا پسوند «کَن» (کندن/ کنده) و «چَرمی» (چَرما/ چَرم/ پوست/ پوست‌نوشته) در بسیاری از نامجاها و کتیبه‌های ایرانی بکار رفته است.

صخره حامل سنگ‌نبشته، به مرور زمان و شاید تا اندازه‌ای بر اثر تخریب‌های انسانی، آسیب دیده و دچار فرسایش شده است. از مجموع نشان‌‌های این کتیبه، ۱۰ نشان یا علامت توسط این نگارنده شناسایی و شمرده شده‌اند که چون یکی از آنها مکرر است، تنها با ۹ علامت مستقل آشنا می‌شویم. بیشتر این نشان‌‌ها با رنگ زمینه خود، تضادی مناسب دارند و از دور قابل تشخیص هستند. اما ممکن است که بتوان با دقت بیشتر و در شرایط متفاوتی از زاویه تابش خورشید، بتوان علامت‌های دیگری را نیز پیدا کرد.

نشان‌‌های نه‌گانه کن‌چرمی، تا اندازه زیادی شبیه نمونه‌های پیشین خط هندسی هستند. برخی از آنها شباهتی فراوان و برخی شباهتی اندک دارند. به نظر می‌آید که بخاطر دشواری نگاشتن بر بدنه صخره، تا اندازه‌ای شکل ظاهری نشان‌ها ساده‌تر و انتزاعی‌تر شده باشد.

در پیرامون سنگ‌نبشته کن‌چرمی، چند نشان دیگر و برخی یادگارنوشته‌ها نیز وجود دارد که از روی سبک و رنگ آنها، مشخص است که در زمان‌های دیگر و حتی در دوران معاصر نوشته شده‌اند. شاخص‌ترین این افزوده‌ها، شکلی از یک چهارگوش با ضربدری در میان آن است. هر چند که نگارنده این گمان را نیز می‌دهد که ممکن است این نقش دقیقاً بر روی نقشی کهن تراشیده شده و در واقع آنرا بازنگاری کرده باشند. چرا که چنین علامتی در مجموعه نشان‌های خط هندسی دیده شده است.

نشان‌‌های الحاقی به کتیبه کن‌چرمی، اهمیتی فراوان در تعیین دیرینگی و قدمت آن دارند. از آنجا که سطح تراشیده شده سنگ، رنگ روشن‌تری نسبت به زمینه خود دارد و به مرور رو به اکسیده‌شدن و تیرگی می‌گراید؛ با مقایسه مقدار و میزان تغییر رنگ بخش‌های تراشیده‌شده در دوره‌های گوناگون، می‌توان یک ارزیابی تقریبی از قدمت هر بخش را بدست آورد.

از سوی دیگر، نوع خط، شکل و سبک نشان‌‌ها نیز می‌توانند راهنمایی مناسب برای تعیین قدمت باشند. از آنجا که تمامی لوحه‌های شانزده‌گانه یادشده بالا، به سال‌های سده ۲۳ قبل از میلاد (۴۳۰۰ تا ۴۲۰۰ سال پیش) منسوب هستند؛ می‌توان قدمت سنگ‌نبشته کن‌چرمی را نیز در همین حدود دانست. اما احتمال‌هایی در باره قدمت بیشتر و حتی کمتر، به قوت خود باقی است. گمان‌هایی که ناشی از گونه خاص نشان‌های کتیبه است که گاه پیچیدگی‌هایی بیشتر و گاه حالت انتزاعی افزون‌تری را نسبت به همتاهای خود عرضه می‌دارد.

با توجه به سبک خط و دیرینگی بیشتر آن از کتیبه آنوبانی‌نی در سرپل‌ذهاب، می‌توان گفت که گویا سنگ‌نبشته کن‌چرمی کهن‌ترین کتیبه صخره‌ای شناخته شده در ایران است.

اکنون کوشش برای آگاهی از محتوای کتیبه بسیار زود است؛ چرا که هنوز پیش‌نیازهای اینکار (همچون کوشش برای یافتن علامت‌های دیگر و مقایسه‌ای فراگیر و جامع با دیگر کتیبه‌های بازمانده به این خط) فراهم نشده است. تمامی کتیبه‌های دیگری که به این خط نوشته شده‌اند، دارای سطرهایی از سوی راست به چپ بوده‌اند. اما به نظر می‌آید که سنگ‌نبشته کن‌چرمی از سوی چپ به راست نوشته شده باشد. این نکته از احساسی سرچشمه می‌گیرد که گویا نگاه سطرها و نشان‌ها و تراش خطوط بسوی راست است.

وضعیت سنگ‌نبشته در کنار چشمه‌ای زلال و در برابر آسیابی آبی که بعید نیست لایه‌های باستان‌شناختی زیرین آن گزارشی از بنایی یادمانی و یا نیایشگاهی باستانی را عرضه دارند، چنین گمانی را تقویت می‌کند که متن کتیبه به مانند نمونه‌های مشابه آن، نیایشی به درگاه خدایان و آرزویی برای پاسداشت کشور و دوام فرمانروایی باشد.

از آنجا که سنگ‌نبشته کن‌چرمی، تنها کتیبه صخره‌کند به خط هندسی و ظاهراً کهن‌ترین کتیبه صخره‌ای ایران است؛ شایسته است تا هر چه بیشتر و گسترده‌تر، پژوهش‌هایی با دیدگاه‌ها و با اهداف گوناگون بر روی آن انجام شود. پژوهش‌های همچون: بررسی قدمت دقیق کتیبه، جمع‌آوری نشان‌های دیگر آن، بررسی وجود کتیبه‌ یا نگارکندهایی کهن‌تر در لایه‌های زیرین آن (همانند لاخ‌مزار)، مقایسه تطبیقی با دیگر نمونه‌های خط هندسی، ارتباط آن با فرهنگ کاسی/ کاشو، گمانه‌زنی‌هایی در بازماندهای آسیاب آبی، گردآوری داده‌های مردم‌شناختی، بررسی وضعیت فرسایش طبیعی و تخریب عمدی (عوامل و راه‌های مقابله با آن) و همچنین راه‌هایی برای حفاظت و معرفی آن. بی‌گمان چنین بررسی‌هایی می‌تواند آگاهی‌هایی تازه و مفید از تاریخچه و دیرینگی پیدایش خط در ایران عرضه دارد.

 آ   ا   ب  پ  ت  ث  ج  چ  ح  خ  د  ذ  ر  ز  ژ  س  ش  ص  ض  ط  ظ  ع  غ  ف  ق  ک  گ  ل  م  ن  و  هـ  ی