Skip to content
 

کتیبه رباطک

کتیبه رَباطَک: کتیبه‌ای که در سال 1372 هجری شمسی در روستای کافرقلعه در نزدیکی رباطک کشف شد. رباطک نام شهر کوچکی است که در شرق ولایت سمنگان و شمال غربی ولایت بَغلان در شمال افغانستان و در میانه راه پل‌خُمری به سمنگان واقع است. این شهر در فاصله چهل کیلومتری شمال غربی محوطه باستانی «سُرخ‌کتل» جای دارد. رباطک و سرخ‌کتل، هر دو از بازمانده‌های شهرهای بزرگ کوشانیان هستند که آثار هنری فراوانی از دوره کوشانی در آنجا یافت شده است. کشف کتیبه رباطک به چندین پرسش دیرینه در زمینه مطالعات کوشانی، پاسخ داد. به موجب این کتیبه دانسته می‌شود که کوشانیان زبان خود را به نام «اَریئَئو» (Ariao) می‌شناخته‌اند و آن نیای زبان فارسی یا دری است که گویا «دری» گونه تغییر‌یافته تلفظ واژه «اَریئَئو» باشد. نام دری برای این زبان از دو پاره «دْ» و «اَری» ساخته شده که بخش نخستینِ آن، حرف معرفه متداول در بسیاری از زبان‌های هندواروپایی، و بخش دوم آن به مفهوم آریایی/ ایرانی است. حرف معرفه «دْ» هنوز نیز در زبان پشتو/ پشتون زنده است و برای مثال نام کشور افغانستان را به شکل «دْ افغانستان» تلفظ می‌کنند. حرکت ساکنِ این حرف در زمانی که قابلیت اعاده آوای ساکنِ آغازین در زبان مردم فروکش کرد، تبدیل به فتحه شد (← زبان فارسی).

زبان اَریئَئو و گونه تحول‌یافته آن بنام دری/ فارسی، زبان همگانی مردمان سرزمین‌های فلات ایران بوده و منظور از «فارس»، تنها ناحیه فارس در جنوب ایران نیست؛ بلکه دلالت بر تمامی سرزمین‌های ایرانی دارد. این زبان در شکل نخستین و سپسین خود در گستره‌ای پهناور از غرب فلات ایران (در آناتولی و کرانه‌های فرات تا هند و پنجاب و آسیای میانه رواج داشته و مفهوم بوده است. فرمان‌نامه کنیشکه در رباطک، این بحث دیرینه در باره خاستگاه قومیتی و فرهنگی، و باورداشت‌های کوشانیان و «یوئِجی‌»ها را پایان داد.

کتیبه رباطک، سنگ‌نوشته‌ای است که حدود ۹۰ سانتیمتر طول، ۶۰ سانتیمتر عرض و ۴۰ سانتیمتر ضخامت دارد. بر یک سوی این سطح سنگی، نوشته‌ای به زبان و خط بلخی/ باختری (خطی بر اساس الفبای یونانی) در ۲۳ سطر نویسانده شده که بخش‌هایی از آن به مرور زمان دچار فرسایش و تخریب شده است. هر سطر کتیبه در حدود ۵۰ حرف و در مجموع قریب ۱۲۰۰ حرف دارد.

این کتیبه به فرمان کَنیشکَه/ کَنیشکا شاه مشهور کوشانی در سده دوم میلادی و در نخستین سال پادشاهی او نویسانده شده است. این فرمان، کهن‌ترین کتیبه کوشانیان دانسته می‌شود که تاکنون بدست آمده است. متن زیر، گزارشی فارسی از بخش‌های سالم‌ باقیمانده فرمان‌نامه رباطک است که کوشش شده تا ترتیب واژگان- تا جای ممکن- همانند متن اصلی باشد:

[hidepost]

«کنیشکه کوشانی، رهایی‌بخش بزرگ، نیکوکار، فرمانروای دادگر، شایسته نیایش یزدان، که فرا دست آورد پادشاهی را بخواست نَنَه و بخواست همه دیگر ایزدان. که بیاغازید نخستین سال را به خشنودی خدایان. او صادر می‌کند یک فرمان به یونانی و سپس بیان می‌دارد به زبان اَریئَئو…  «سَکِتَه»، «کَئوسانبی»، «پاتالی‌پوترا»، «چامپا»… پادشاه کنیشکه به «شافر نوکونْزوک/ ناقَنزاق» فرمان می‌دهد نیایشگاه بزرگی بنام ایزدان در سرزمین… برای ایزدان بسازد و در آن تندیس‌های خدابانو «مَه» در برترین جا، خدای «آرموز» آفریننده خوشی‌ها، «آردوخش»، «سروشَرد»، «نَرسَه»، «مهر»، «مَهَشان» و «وینک» تراشیده و گذاشته شوند. همچنین فرمان می‌دهد که تندیس این شاهان را بسازند و در نیایشگاه بگذارند: «شاه کوجولَه کَدفیز»، پدر پدر بزرگ، «شاه ویمَه تَکتو» پدر بزرگ، «شاه ویمَه کَدفیز»، پدر و خود «کنیشکه»… باشد تا آن ایزدان، یاری‌رسان شاه شاهان کنیشکه باشند».

همین مقدار اندک از بخش‌های خوانده و ترجمه‌شده فرمان‌نامه کنیشکه در رباطک، توانسته است آگاهی‌های مهمی در اختیار پژوهشگران بگذارد و به بسیاری از مباحث پیچیده و حل‌نشده در مطالعات ایرانی و کوشان‌شناسی خاتمه بخشد:

1- از هنگام کشف کتیبه مشهور «سرخ‌کتل» در سال ۱۹۵۷ میلادی، تا زمان کشف کتیبه رباطک که به همان زبان نوشته شده است؛ مسئله نام اصلی این زبان به بحث‌های بی‌پایانی در میان دانشمندان منجر شده بود. برخی این زبان را با نام‌های «کوشانی» یا «بلخی» معرفی می‌نمودند. در سفرنامه‌های مسافران چینی سده‌های گذشته از آن با نام زبان «تخاری» یاد شده بود و والتر هنینگ، نام زبان «باختری» را برای آن پیشنهاد کرده بود که مورد قبول و توجه بسیاری واقع شد.

2- کشف این کتیبه، مسئله نام واقعی زبان بلخی/ باختری را تا حد زیادی روشن کرد و از آن با نام زبان «اَریئَئو» یاد شده است. مصوت پایانی این واژه، حرف کوتاه «اُ» است که در زبان بلخی/ باختری (که اکنون شاید بتوانیم آنرا زبان دری کوشانی بنامیم) معادل با کارکرد کسره اضافه پایانی (یای نسبت) در زبان فارسی است. محل واژه مهم «اَریئَئو» در سطر چهارم این سنگ‌نبشته است.

3- اکنون این مسئله نیز روشن شده است که زبان رسمی و دولتداری کوشانیان، همانا اَریئَئو یا دری کوشانی بوده که از اشاراتی که بصورت منفصل در بخش‌های آسیب‌دیده کتیبه به آن رفته است؛ هویدا می‌شود. کنیشکه، توانسته است پس از سده‌های متمادی که از رواج زبان یونانی بعنوان زبان رسمی حکومتی می‌گذشت؛ با فرمانی نافذ، حکم به رسمیت زبان اصلی مردم در دستگاه اداری دهد. از آن پس، تمامی اسناد و مکتوبات دولتی و سکه‌ها به همین زبان به نگارش در می‌آیند.

4- نیکلاس سیمز ویلیامز بر اساس شواهدی از همین سنگ‌نبشته و نام‌های چهارگانه شهرهایی که در بخش‌های تخریب‌شده متن به آنها اشاره رفته و در نواحی شمال هندوستان و پنجاب واقع بوده‌اند؛ بر چنین عقیده‌ای هستند که این زبان، در سده‌های نخستین میلادی در گستره وسیعی از آناتولی و غرب ایران آنروز در کرانه فرات تا افغانستان و آسیای میانه و هند و پنجاب مفهوم بوده و بدان گفتگو می‌کرده‌اند.

5- این ادعا را دو شاهد دیگر هم پشتیبانی می‌کنند. نخست اینکه اصطلاح زبان یا خط «آریایی» را داریوش یکم نیز در سنگ‌نبشته بیستون (بند پایانی ستون چهارم) بکار گرفته است: «بخواست اهورامزدا این است نبشته‌ای که من کردم. افزون بر این به اَری‌یا». شباهت واژه و حتی جمله بکار رفته توسط داریوش و کنیشکه، نشانگر فراگیر بودن چنین زبان و نامی برای آن در گستره زمانی بسیار طولانی و پهنه‌ جغرافیایی بس گسترده است. دوم اینکه، بر مبنای گزارش‌های آریانوس (آنابازیس ΙV, 3, 7)، کورتیوس (V, 4, 10-13)، دیودور سیسیلی (VΙΙ, 5, 6) و پلوتارک، در شرح لشکرکشی‌های اسکندر به ایران از یک چوپان لیکیایی یاد می‌کنند که به سبب اقامت در «پارس» (منظور ایران)، زبان پارس‌ها را می‌دانست و وظیفه یک ترجمان محلی را بر عهده گرفته بود. او پس از اینکه همراه سپاه اسکندر به سغد و آسیای میانه گسیل می‌شود، بازهم مترجم همراه بوده و زبان اهالی آنجا را نیز می‌فهمیده است. نزدیکی زبان ایرانیان به یکدیگر از منابعی دیگر مانند گزارش‌های استرابون و نیز تاریخ‌نامه‌های سلسله «هان» در چین نیز مستفاد می‌شود.

6- از آنجا که ساختار و واژگان سنگ‌نبشته رباطک نزدیک به زبان فارسی است و حتی پس از عصر کوشانیان تا صدها سال زبان رسمی هیتالیان بوده است؛ به نظر می‌آید که این زبان نیای اصلی زبان فارسی کنونی که زبان «دری» نیز نامیده می‌شود، باشد. همچنین- چنانکه در بالا گفته شد- به نظر می‌آید که واژه «دری» گونه‌ای تغییر آوا داده از واژه «اَریئَئو» باشد.

7- بدین ترتیب علاوه بر اینکه پیشینه زبان دری/ فارسی، می‌باید بسیار پیشتر از سده‌های نخستین عصر اسلامی باشد؛ چنین به نظر می‌آید که دیرینگی زبان فارسی در شبه قاره نیز بسیار بیشتر از آنست که نفوذ آن در هند و پاکستان را نتیجه لشکرکشی‌های سلطان محمود بدانیم.

8- زبانی که به نام فارسی یا دری می‌شناسیم، چنین نیست که در اصل متعلق به اهالی ناحیه یا استان فارس در جنوب ایران بوده باشد؛ بلکه منظور از آن، مصداق دیگر نام پارس/ فارس/ فرس است که دلالت بر همه سرزمین‌های ایرانی می‌کرده و زبان عمومی و فراقومی سراسر ایران دانسته می‌شده است و می‌شود.

تا پیش از پیدایش سنگ‌نبشته رباطک چنین پنداشته می‌شد که کوشانیان به تمامی ایزدان و دین‌های ایرانی پشت کرده و تنها به گسترش دین بودایی همت می‌گماشته‌اند. اما نامبرداری از خدایان یا ایزدان بزرگ و کهن ایرانی و جز آن در متن سنگ‌نبشته و آرزوی خوشنودی آنان در دوره بزرگترین پادشاه کوشانی یعنی کنیشکه، نشان‌دهنده اینست که کوشانیان علاوه بر پذیرش و گسترش دین بودایی، دیگر دین‌ها و ایزدان ایرانی را نیز گرامی می‌داشته‌اند.

برخی ایزدانی که در این کتیبه از آنان یاد می‌شود و آشکارا شناخته‌شده هستند (تا آنجا که خوانده شده) عبارتند از: «نَنَه» (اَنَهیتَه/ ناهید»، «مَه» (ماه)، «سروشَرد» (سروش)، «مهر» (میترا) و «آرموز» (اهورامزدا) که توصیف آن به «آفریننده خوشی‌ها» در این کتیبه، شباهت فراونی به کتیبه‌های هخامنشی دارد که از اهورامزدا با توصیف «هیَه شی‌یاتیم اَدا مَرتیَه هیا» (که برای مردم شادی آفرید) یاد شده است.

گروهی دیگر از ایزدان، کمتر شناخته‌شده هستند. اینان عبارتند از: «آردوخش» (ورخشا) ایزدبانوی نگاهبان رود وخش (یکی از پر آب‌ترین و خروشان‌ترین رودهای سرزمین‌های ایرانی در تاجیکستان)؛ و سه نام‌ایزد دیگر یعنی «نَرسَه»، «مَهَشان» و «وینک» (ویوانا/ وایو؟) از نظر این نگارنده با بی‌گمانی شناخته نشدند. در متن کتیبه به نام چند خدا/ ایزد دیگر که خاستگاهی در یونان و مصر دارند، نیز اشاره شده و نشانگر روحیه پذیرا و مسالمت‌جویانه کوشانیان در قبال دیگر خدایان و ادیان است.

از کتیبه رباطک چنین بر می‌آید که مردمان شرق ایران در آن زمان همچنان علاقه‌مندی خود به ساختن تندیس‌هایی نمادین از ایزدان را به شیوه دیرینه نیاکان خود حفظ کرده بوده‌اند.

پرسش مهم دیگری که کتیبه رباطک به آن پاسخ داده، عبارت است از تبار‌نامه کنیشکه که تاکنون محل بحث و گمان‌های فراوانی بود. در اینجا کنیشکه با نامبردن از پدر، پدر بزرگ و پدر پدربزرگ خود، پیچیدگی‌های حل نشده پیرامون پدران و شاهان پیش از خود را آشکار می‌سازد و راه بررسی نام‌ها و تسلسل پادشاهان دیگر را هموارتر می‌سازد. همچنین آگاهی از تلفظ دقیق نام‌های کوشانی، یکی دیگر از کاربردهای کتیبه رباطک است (همایون، 1379؛ جیلانی داوری، ص 33 تا 41؛ یعقوبوف، 1999؛ رحمانوف، 2002؛ Sims-Williams, pp. 75-142).

[/hidepost]

 آ   ا   ب  پ  ت  ث  ج  چ  ح  خ  د  ذ  ر  ز  ژ  س  ش  ص  ض  ط  ظ  ع  غ  ف  ق  ک  گ  ل  م  ن  و  هـ  ی