Skip to content
 

فردوسی

فردوسی: ابوالقاسم مشهور به فِردَوْسی/ فِردُوْسی (از نام و نام پدر او اطلاعی در دست نیست)، شاعر و حماسه‌سرا و تاریخ‌نگار (حدود 329- 411 تا 416 هجری قمری). سراینده شاهنامه که خود آنرا «بِهین‌نامه» نامیده است. بجز شاهنامه کتاب دیگری از فردوسی شناخته نشده است.

فردوسی در زمان خود دست به کاری نسبتاً خطرناک و مغایر با افکار عمومی روز و سیاست‌های جاری زده بود. و همین موجب شده بود تا شخص او و نام او از اجتماع و دربار رانده شود. برنامه توأمان تحقیر و سکوت در مورد او بالا می‌گیرد و حتی تا سال‌های سال نام او در تذکره‌ها نمی‌آید. او به اندازه‌ای طرد و تحقیر شده بود که شاعران وابسته به دستگاه حکومت غزنویان همچون فرخی، عنصری، عسجدی و معزی به صراحت زبان به طعن و سرزنش او می‌گشایند: «من عجب دارم ز فردوسی که تا چندان دروغ/ از کجا آورد و بیهوده چرا گفت سمر؟» (معزی)، «نام تو نام همه شاهان بسترد و ببرد/ شاهنامه پس از این هیچ ندارد مقدار»‌ (فرخی). آنان در مدح محمود می‌سرایند و در مذمت فردوسی می‌گویند. آنان از سوی محمود تبدیل به شاعران بزرگ و نام‌آور می‌شوند و صله‌ها می‌گیرند و دهانشان پر از سکه‌های زر می‌شود. چنانکه خاقانی برای عنصری می‌گوید: «شنیدم که از نقره زد دیگدان/ ز زر ساخت آلات خوان عنصری». و این در حالیست که فردوسی را به شاعری فراموش شده و بی‌مقدار و نیازمند بدل کرده‌ بودند. چنانکه فردوسی خود می‌گوید: «الا ای بر آورده چرخ بلند/ چه داری به پیری مرا مستمند، چو بودم جوان برترم داشتی/ به پیری مرا خوار بگذاشتی».

او شاهنامه سرایی را در جوانی و به تشویق و تحریک بانویی که در مقدمه داستان بیژن و منیژه (نخستین داستان سروده شده شاهنامه) از او یاد کرده، و در تنهایی و مذمت‌گویی دیگران، آغاز می‌کند.

زادروز فردوسی: با توجه به برخی ابیات شاهنامه و مقایسه آن با آیین‌های مردمی، به نظر می‌رسد که زادروز فردوسی در روز اول ماه بهمن بوده است: در سرزمین‌های آسیای میانه و نیز در بخش‌هایی از افغانستان و خراسان، سنتی دیرینه وجود دارد که با نام‌های گوناگون و از جمله با نام «پیغمبر آشی» شناخته می‌شود. در این آیین که از دیرباز در این نواحی رواج دارد، هنگامی که مرد یا زنی به سن شصت‌ و سه سالگی می‌رسد، می‌گویند «فلانی به سال پیغمبرش رسید». به این مناسبت، نزدیکان آن شخص در بزرگداشت او جشن تولدی با مراسمی خاص بر پای می‌دارند. در نواحی شهرسبز، کِشکرود و نَسَف در جنوب بخارا، هنگامی که شخصی به شصت و سومین سالروز تولد خود می‌رسد، نزدیکانش برای او جامه‌ای نو و آراسته، به ویژه همراه با پیراهن سپیدِ بلند و تنبان سپید فراهم می‌سازند و با تشریفاتی بر او می‌پوشانند. پس از آن دستاری سپید بر سر و شانه‌اش می‌بندند. بانیان مراسم همچنین گوسفند یا گوساله‌ای را ذبح می‌کنند و به اندازه مهمانان احتمالی، خوراکی آماده می‌سازند که نامِ «پیغمبر آشی» نیز از همین جا گرفته شده است. در جشن تولدِ «پیغمبر آشی»، خویشاوندان، دوستان و آشنایان به خانه آن مرد یا زنِ شصت و سه ساله در آمده و او را «مبارک- مبارک» می‌گویند.

حال با توجه به این آیین کهن مردمی که اتفاقاً در سرزمین‌هایی برگزار می‌شود که فردوسی نیز از زادگان و اهالی آن بوده و به احتمال در زمان او نیز برگزار می‌شده است؛ به سراغ سروده‌هایی از فردوسی می‌رویم که در آنجا شاعر به شرح‌حالی مختصر از خود پرداخته است. در شاهنامه بیت‌هایی وجود دارد که در آنها فردوسی به ثبت سن خود پرداخته است.  اما در هیچکدام از آن بیت‌ها به صراحت به روز زایش خود اشاره نکرده است و نیز به جز در یک نمونه، در هیچکدامِ دیگر بیت‌ها، از تاریخ خاصی نام نبرده است. فردوسی تنها در یک جا و بطور همزمان، هم به تاریخ و هم به سن خود اشاره و از آن یاد کرده است. آنگاه که در پایان پادشاهی شاپور ذوالاکتاف و پس از به پایان بردن داستان او، در سه بیت چنین می‌آورد: «چو آدینه هُرمَزدِ بهمن بُوَد/ بر این کاخِ فرّخ نِشیمن بُوَد، می لعل پیش آور ای هاشمی/ ز خُمّی که هرگز نگیرد کمی، چو شست‌وسه سالم شد و گوش کر/ ز گیتی چرا جویم آیین و فَر؟».

در اینجا فردوسی به صراحت هم به شصت و سه سالگی خود اشاره می‌کند، هم به تاریخ آن یعنی آدینه هرمزد بهمن (یکم بهمن‌ماه) و هم به مراسم آن یعنی نشیمنی همراه با می و با یادکرد از «هاشمی» که به احتمال اشاره به پیامبر است. این روایت بلافاصله خواننده را به یاد مراسم جشن تولدی می‌اندازد که همچنان با نام «پیغمبر آشی» در سرزمین‌های شمال شرقی ایران روایی دارد و در بالا به آن پرداخته شد. دور نیست که این گزارش در واقع اشاره به جشن زادروز شصت و سه سالگی او بوده باشد که خانواده و نزدیکانش در بزرگداشت او فراهم ساخته بوده‌اند. به این ترتیب می‌توان احتمال زیادی داد که روز هرمزد بهمن/ یکم بهمن زادروز فردوسی بوده است.

 آ   ا   ب  پ  ت  ث  ج  چ  ح  خ  د  ذ  ر  ز  ژ  س  ش  ص  ض  ط  ظ  ع  غ  ف  ق  ک  گ  ل  م  ن  و  هـ  ی