Skip to content
 

رویدادنامه نبونید و کورش

رویدادنامه نبونید و کورش: لوحه‌ای گلی و دو رویه به خط و زبان بابلی نو (اَکدی) و به بلندای ۱۵ سانتیمتر است که به احتمال از شهر بابل بدست آمده و در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود. این کتیبه واپسین نمونه از سنت دیرین نگارش رویدادنامه‌های متکی بر گاهشماری در بین‌النهرین است. کتیبه به ثبت رویدادهای سال نخست پادشاهی نبونید (۵۵۶/ ۵۵۵ قبل از میلاد) تا سال نخست پادشاهی کورش بر بابل (۵۳۹/ ۵۳۸ قبل از میلاد) می‌پردازد و در زمان پادشاهی کورش و پیش از منشور معروف او نوشته شده است. این سند با اینکه بسیار کوتاه و آسیب‌دیده است، از چند جهت اهمیتی فراوان دارد: کهن‌ترین سند مکتوب از زمان پادشاهی کورش؛ کهن‌ترین منبع بازگویی غلبه کورش بر سرزمین‌های دیگر و از جمله تصرف بابل؛ کهن‌ترین راوی حمله‌های متقابل آستیاگ و کورش، معرفی آستیاگ به عنوان آغازگر نبرد و سپس سقوط آستیاگ، آخرین پادشاه مادی و پایان شاهنشاهی ماد؛ بازگویی رویدادهای سال‌های پادشاهی آخرین شاه بابل و پایان همیشگی استقلال آن. بخش‌هایی از متن رویدادنامه به شرح زیر است:

«شاه آستیاگ، سپاهش را فراخواند. آنان بسوی کورش، شاه اَنشان به پیش تاختند تا به نبردی پیروزمندانه با او در آیند. اما سپاهیان آستیاگ بر شاه خود شوریدند. او را به زنجیر کشیده و به کورش سپردند. آنگاه کورش، بسوی کشور هگمتانه پیش تاخت و سرای پادشاهی او را تصرف کرد. سیم و زر و دیگر کالاهای گرانبهای کشور هگمتانه را به غنیمت برگرفت و به اَنشان برد. شاه نَبونید در تِما اقامت گزیده بود. اما ولیعهد، بلندپایگان و سپاهیان در بابل بودند. شاه برای آیین‌های ماه نیسانو (جشن آغاز بهار/ اَکیتو) به بابل نیامده بود. پیکر خدا نَبو به بابل نیامده بود. پیکر خدا بِل از اِسَگیلَه (نیایشگاه مَردوک) برای همراهی مشایعت‌کنندگان به بیرون نرفته بود. جشن سال نو برگزار نمی‌شد. اما برابر با سنت‌های همیشگی، پیشکشی‌ها به درون نیایشگاه‌های اِسَگیلَه و اِزیدَه برده شدند. در روز پنجم از ماه نيسانو، مادر شاه (نبونید) بمرد. ولیعهد و بلندپایگان تا سه روز سخت سوگوار بودند. یک بلندپایه، مراسم اشک‌ریزان را برگزار کرد. در ماه نيسانو، کورش شاه پارس، سپاهش را فراخواند و در پایین‌تر از شهر اَربیل (آربِـلا) از رود دجله گذر کرد. او بسوی کشور ليدی پیش تاخت. شاه آنجا را بکشت و دارایی‌های او را بگرفت. ارتش پارس‌ها (به بابل/ اَکَد) هجوم آورد. هنگامی که کورش به سپاه اکد در شهر اُپیس بر کرانه رود دجله حمله کرد؛ مردمان اَکَد بگریختند (عقب نشستند). اما او (کورش) همه مردمان شهر را از دم بکشت. گَئوبَروَه فرماندار گوتیوم، همراه با سپاه کورش بدون نیاز به جنگ (به دلیل تسلیم اهالی) به بابل اندر آمد» (Grayson, Assyrian and Babylonian Chronicles, pp. 1-15; Grayson, Babylonian Historical and Literary Texts, 1975; Pritchard, pp. 305-307; Walker, 1982; Wiseman, 1956 ).

 آ   ا   ب  پ  ت  ث  ج  چ  ح  خ  د  ذ  ر  ز  ژ  س  ش  ص  ض  ط  ظ  ع  غ  ف  ق  ک  گ  ل  م  ن  و  هـ  ی