Skip to content
 

دوره مفرغ (دوره برنز، عصر شهرنشینی)

دوره مفرغ: دوره برنز (Bronze Age)/ دوره شهرنشینی. یکی از دوره‌های زندگی بشر و در ایران همزمان با 5500 سال تا 4000 سال پیش. در فاصله زمانی میان 6000 تا 5500 سال پیش شواهدی از زندگی انسان به دست نیامده است. این دوره 500 ساله همزمان است با بارندگی‌های فراوان و سیلاب‌هایی که عموم محوطه‌های مسکونی را از بین برده بوده است.  دوره مفرغ در جنوب غربی فلات ایران همزمان است با دوره عیلام قدیم و سلسله‌های «اَوان»، «سیماش» و «سوکّل‌مَخ».

برخی از دستاوردهای انسان در این دوره عبارت است از: کشف قلع (اَرزیز) و ساخت ابزار مفرغی، پیدایش خط، پیدایش نظام فرمانروایی، و آغاز شهرنشینی.

در حدود شش هزار سال پیش، تغییرات گسترده آب‌وهوایی و آغاز یک دوره بسیار پرباران که حدود پانصد سال بطول انجامید، موجب نابودی و تباهی اکثر قریب به اتفاق روستاها و جوامع انسانی در سراسر شرق باستان شد. انسان‌ها از دشت به کوهستان باز می‌گردند و وضعیت زندگی انفرادی و متفرق در دوران پارینه‌سنگی و میان‌سنگی تکرار می‌شود. هر آنچه که انسان در طول این دوران چهار هزار ساله برای بهبود شرایط زندگانی خود و جامعه‌اش انجام داده بود، از میان رفت.

بازگشت دوباره انسان از کوه به دشت که پس از پایان دوره طولانی بارندگی‌ها و در حدود ۵۵۰۰ سال پیش اتفاق افتاد، نتوانست شرایط اجتماعیِ گذشته را مجدداً احیا کند.

دوره‌ای که از حدود ۵۵۰۰ سال پیش آغاز می‌گردد و تا حدود 4000 سال پیش ادامه می‌یابد، عصر مفرغ نامیده می‌شود. در این دوره، فلز دیگری کشف می‌شود که ارزیز یا قلع نام دارد. انسان در می‌یابد که آمیختن قلع با مس موجب پدید آمدن ماده سخت‌تری در قیاس با مس می‌شود. این ترکیب موجب دستیابی انسان به آلیاژ تازه‌ای می‌گردد که علاوه بر اینکه در قیاس با مس سخت‌تر است و استحکام بیشتری دارد، از آن سریع‌تر و در دمایی پایین‌تر ذوب می‌شود. فرایند تولید این آلیاژ سخت که مفرغ یا برنز نامیده می‌شود، موجب توسعه کشاورزی و پیشه‌های تخصصی و دگرگونی در نیروهای تولیدی جامعه و روابط تولیدی می‌گردد. از سوی دیگر، مبادلات تجاری گسترش می‌یابند و برای نخستین بار در زندگانی بشر «دارایی خصوصی» پدیدار می‌گردد. هر سه عاملی که از آنها یاد شد، سه شرط مهم و اساسی برای پیدایش شهرنشینی و تبدیل روستا به شهر است.

کشف طلا، نقره و سرب نیز که در این دوره اتفاق افتاد، منجر به گسترش بیشتر دارایی خصوصی شد. همچنین بسیاری از باورداشت‌های کیهانی انسان در دوره‌های بعدی، ریشه در اعتقادات و حاجت‌خواهی‌های از سر ناچاری انسان در این دوره دارد.  در این دوره همچنین خط‌ هندسی/ ایرانی مقدم و خط عیلامی مقدم/ پیش‌عیلامی ابداع می‌شود. ابداعاتی که محصول بدیهی گسترش مناسبات تجاری و اقتصادی بود.

[hidepost]

به نظر می‌رسد اشخاصی که در جامعه دوره نوسنگی وظیفه توزیع برابر مواد غذایی و دیگر نیازمندی‌ها را در میان مردمان به عهده داشتند، شروع به اعمال نظر در توزیع و همچنین در تولید می‌کنند. مردم از روی نیازمندی مقاومت چندانی در برابر آنان از خود نشان نمی‌دهند و آنان روز به روز بر دامنه نفوذ و فرمان‌دهی خود می‌افزایند و راه‌های «تسلط» بر زمین‌های زراعی و سپس «تصرف» آنها را پیدا می‌کنند. اکنون «توزیع‌کنندگان مواد غذایی» تبدیل به «مالکان زمین و مواد غذایی» می‌شوند. این تغییر خصوصیت از توزیع‌کننده به مالک، نخستین نشانه‌های پیدایش فرمانروایان در آینده نزدیک است.

چندی نمی‌گذرد که روابط «تولید‌کننده» و «توزیع‌کننده» که ناشی از قراردادی اجتماعی برای دستیابی برابر مردم به منابع و امکانات عمومی بود، تبدیل به رابطه «رعیت» و «مالک» می‌شود. اکنون رعیت در زمینی کار می‌کند که دیگر متعلق به عموم نیست و به یک مالک اختصاص دارد. مالکی که اکنون صاحب انبارهایی شده که تا پیش از این «انبارهای عمومی روستا» بود. رعیت تمامی «محصولات مالک» را از «زمین‌های مالک» به «انبارهای مالک» منتقل می‌کند و خودش نیز عملاً به عنوان یک برده تبدیل به یکی از ابزارها و دارایی‌های مالک شده است.

دستیابی به فناوری ساخت مفرغ این فرصت را نیز به مالکان می‌دهد تا این فلز سخت را علاوه بر ساخت ابزار کشاورزی، برای ساخت سلاح نیز بکار ببرند. گروهی از رعیت‌های مطیع برای خدمت مسلحانه فراخوانده می‌شوند. فراخوانی که با استقبال آنان روبرو می‌شود. چرا که اکنون می‌توانند هم کار کمتری انجام دهند و هم از قدرت و سلاح خود ‌استفاده‌های دیگری نمایند.

اسلحه‌ها و مردان مسلح برای مقابله با رعیت‌ها و نیز برای هجوم به مالکان دیگری که قدرت دفاعی کمتری دارند، بکار گرفته شد. این نوع دومِ مالکان، عمدتاً زن- مالک‌‌هایی بودند که مقهور و مغلوب زورآزمایی و تهاجم مسلحانه مرد- مالک‌ها قرار گرفتند و به سرعت نابود شدند.

محصولات جامعه در مجموع کمتر از محصولات دوران نوسنگی و مس است، اما این محصولات- برخلاف گذشته- بطور برابر میان همگان تقسیم نشده و منحصراً در تصرف عده‌ای معدود از مالکان قرار دارد. مالکانی که به قیمت فقر و گرسنگی مردم، صاحب ثروت فراوان شده‌اند. فراوانی ثروت و محصولات و عموماً دارایی خصوصی، مالک را به فکر مبادله کالا با دیگر مالکان در نواحی دور و نزدیک می‌اندازد. اکنون پدیده‌ای که می‌توان نام آنرا فرمانروایی گذاشت، آماده استقرار و برپایی شده است. چرا که پیش‌نیازهای پیدایش آن آماده شده است: رواج «نظام تولید برای مبادله» بجای «نظام تولید برای مصرف». نظام تولید برای مبادله، خود ناشی از مازاد محصول و افزایش ثروت مالکان است. افزایش ثروت نیز موجب سلطه بیشتر مالکان بر ابزار و امکانات تولید و بکارگیری رعیت با حداقل معاش می‌گردد. همه اینها موجب ایجاد کشمکش‌ها و برخوردهای طبقاتی‌ای می‌گردد که در نتیجه، ایجاد ساختاری به منظور کنترل اجتناب‌ناپذیر می‌گردد.

در مجموع در دوره مفرغ، قوانین و قراردادهایی که انسان در چند هزار سال گذشته بر اساس نیازمند‌ی‌های طبیعی خود و برای تفاهم در رفتار اجتماعی، بهره‌گیری عمومی و یکسان از همه امکانات و امتیازات و فرصت‌ها وضع کرده بود و قرار بود یاری‌رسان زندگانی بشر شود، تبدیل به قانون‌هایی یک‌جانبه‌ای می‌گردد که حاکمان با همکاری کاهنان و قوای مسلح برای دستیابی و تسلط بهتر و بیشتر بر منابع و امکانات وضع کرده بودند.

با این حال دیری نمی‌پاید که مجدداً یک عامل طبیعی دیگر همین ساختار اجتماعی را نیز در می‌نوردد و نابود می‌سازد: یک دوره گرم و خشک که از حدود ۴۲۰۰ سال پیش آغاز شد و در حدود ۳۸۰۰ سال پیش به اوج خود رسید. در این زمان، بار دیگر تمامی روستاها، شهرها و سکونت‌گاه‌های بشری بر اثر خشکسالی مفرط متروک می‌گردند. انسان بار دیگر زندگانی اجتماعی و یکجانشینی را ترک می‌کند و به دنبال اندکی آب و زمین و مرتع از این سو بدان سو می‌رود. زندگی کوچ‌نشینی که همراه با کمبود شدید مواد غذایی بوده، متداول می‌شود و تا حدود یک تا دو هزار بعد به درازا می‌انجامد. هرچند که پس از این نیز، تنوع و فراوانی روستاها هرگز به پای دوران نوسنگی، مس و مفرغ نمی‌رسد.

دوره مفرغ با یک مرحله آب‌وهوایی مرطوب و حاصلخیز که برجای مانده از دوره طولانی بارندگی‌ها بود، آغاز می‌شود و به مرور به سمت خشکسالی می‌رود. در نتیجه، آغاز این دوره همراه با فراوانی محصولات کشاورزی و رونق صنایع و بازرگانی، و اواخر آن همراه با رکود و کمبود بوده است. نگاره‌های روی سفال در آغاز این دوره در پیوند با آب و آبزیان هستند، اما در اواخر آن جای خود را به سفال‌های خاکستری‌رنگ بدون نقاشی می‌دهند. گسترش خشکسالی موجب می‌شود تا جویبارهای فراوان آب در آغاز این دوره جای خود را به قنات‌های آبرسانی بدهند که یکی از شگرف‌ترین ابداعات بشر بود.

پایان این دوره همزمان با آغاز دوره گرم و خشک و خشکسالی‌های گسترده‌ای توأمان است که منجر به تخلیه و ترک کامل تمامی سکونتگاه‌های فلات ایران و مهاجرت گسترده به نواحی دیگر و از جمله به بین‌النهرین می‌گردد. بخش گسترده‌ای از بین‌النهرین تا این هنگام در زیر آب و باتلاق بوده و فاقد سکونتگاه‌های انسانی بوده است. به عبارت دیگر، متروک شدن سکونتگاه‌ها در فلات ایران همزمان است با بنیاد سکونتگاه‌های جدید در بین‌النهرین و نیز در مصر سفلی.

بدیهی است که این خشکسالی گسترده، موجب وقوع درگیری‌ها و نزاع‌های فراوانی می‌شود که بخاطر دستیابی به اندکی آب، زمین و مواد غذایی بوده است. زندگی و دسترنج انسان‌هایی که یک بار بخاطر یخبندان و بار دیگر بخاطر بارندگی‌های سیل‌آسا نابود شده بود، این بار بخاطر خشکسالی تیره و تباه می‌گردد. ← ضحاک

[/hidepost]

 آ   ا   ب  پ  ت  ث  ج  چ  ح  خ  د  ذ  ر  ز  ژ  س  ش  ص  ض  ط  ظ  ع  غ  ف  ق  ک  گ  ل  م  ن  و  هـ  ی