Skip to content
 

دوره مس (کالکولیتیک، انئالیتیک،دوره پیش از شهرنشینی)

دوره مس: (Copper Age)/ دوره پیش از شهرنشینی/ عصر سنگ و مس/ دوره کالکولیتیک (Chalcolithic)/ دوره اِنِئالیتیک (Eneolithic/ Æneolithic).  یکی از دوره‌های زندگی بشر و در ایران همزمان با 7000 سال تا 6000 سال پیش.

در این دوره انسان موفق به کشف مس می‌شود و برای نخستین بار با یک فلز و چگونگی استخراج و بهره‌برداری از آن آشنا می‌گردد. او در آغاز مس را با چکش‌کاری به شکل دلخواه حالت می‌دهد و سپس فن‌آوری ریخته‌گری و ساخت قالب را ابداع می‌کند. کشف مس و فعالیت‌ها و حرفه‌های متعدد مرتبط با آن موجب دگرگونی در نیروهای تولیدی جامعه می‌گردد.

در همین دوره، چرخ به عنوان یکی از بزرگترین اختراعات بشری ساخته می‌شود. کشتی‌رانی رایج می‌گردد. پیشرفت‌های متعددی در پزشکی روی می‌دهد که نمونه‌ای از آن تراش دندان پوسیده با مته‌های سنگی یک میلیمتری (← تپه مهرگره) و جراحی جمجمه برای معالجه ئیدروسِفالی است (← تپه شهرسوخته).

نظام زراعت آبی و حفر راه‌آبه‌ها متداول می‌گردد. معماری و خانه‌های بزرگ اشتراکی بنیاد می‌پذیرند. کشاورزی و تولید غذای فراوان گسترش می‌یابد و برای نخستین بار در سرگذشت بشری، موجب پیدایش مازاد محصول، و در نتیجه موجب تقسیم نیروی کار ناشی از پیشه‌های تخصصی و دگرگونی در روابط تولیدی می‌شود. اقتصاد مبتنی بر گاوداری رشد می‌یابد. نخستین نمونه‌های ابتدایی گاهشماری خورشیدی و قمری پایه‌گذاری می‌شوند. مبادلات تجاری سنگ لاجورد، فیروزه و درّ کوهی از شمال به جنوب و سنگ مس از جنوب به شمال تداول و گسترش می‌یابد.

رواج پوشاک و زیورآلات مرغوب، بزک‌ساب‌ها و عطرساب‌ها، گسترش نگارگری بر روی آثار سفالین و انواع تولیدات هنری، از زندگی توأم با رفاه و آرامش حکایت می‌کند. آرامش و همزیستی‌ای که پیدا نشدن نشانه‌های خشونت‌ورزی و ابزار و ادوات جنگی، و نبود حکومت مرکزی و دین رسمی سراسری بر آن صحه می‌گذارند.

در اوایل این دوره، در حدود هفت هزار سال پیش، شرابه‌های مایعی غریب و ناشناخته به نام مس از دل سنگ‌های مجاور کوره‌های سفالگری تراوش می‌کند که در آینده‌ای نه چندان دور، ساختار جامعه را بطور کلی دگرگون می‌کند. این اولین فلزی است که انسان به آن دست می‌یابد و ابتدا با چکش‌کاری و سپس با ریخته‌گری، اشیای لازم و نه چندان سخت خود را می‌سازد و زنــدگانــی خــود را رونقی مضاعف می‌دهد.

کشف مس و ساخت ابزار مسی، موجب تقسیم نیروی کار و دگرگونی در نیروهای تولیدی جامعه و روابط تولیدی می‌گردد. اگر تاکنون همه مردم به همه کارها دست می‌یازیدند، اکنون نیاز به تخصصی شدن حرفه‌ها پدید آمده است. چرا که از یک سو، استخراج سنگ مس و ذوب کردن آن و سپس چکش‌کاری یا قالب‌سازی آن، چندین شغل تخصصی و تمام‌وقت است که همگان را توانایی انجام آن نیست؛ و از طرف دیگر، پدید آمدن شغل‌های تخصصی و تقسیم کار نیازمند پیدایش مازاد محصول است. مازاد محصولی که بتوان با آن غذا و نیازمندی‌های صاحبان حرف تخصصی را تأمین کرد.

[hidepost]

قراردادهای میان انسان‌ها در عصر پارینه‌سنگی بسیار ساده بود: تبادل غذا و تبادل کمک‌رسانی. اما در دوره میان‌سنگی اندکی پیچیده‌تر شد: شکار و کمک‌رسانی گروهی، انتقال مواد غذایی به قرارگاه یا ذخیره‌گاه عمومی و مصرف مطابق با نیاز.

بنیاد این قرار و قانون‌ها در دوره نوسنگی و دوره مس تغییری نکرد، اما پیچیده‌تر و دقیق‌تر شد و جزئیات بیشتری از نظام تولید و مصرف و همیاری میان مردمان را در بر گرفت. همه با هم کار می‌کنند و محصولات دامی و کشاورزی را تحویل قرارگاه می‌دهند. قرارگاهی که حالا می‌توان نام آنرا «انبار عمومی روستا» نهاد. آب، مرتع، زمین زراعی و ابزار کار متعلق به عموم اهالی روستا است و همگان به میزان برابر از محصول آن بهره‌مند می‌شوند. نظام توزیع محصول مصرفی پیچیدگی زیادی نداشته و آنچه که موجب کارکرد صحیح و بدون اختلاف در آن می‌شده، صرفاً «تفاهم عمومی» بر خودداری از مالکیت خصوصی و پایبندی به قراردادها بوده است.

این تفاهم عمومی که زیر نظر و نفوذ زنان استوار بوده، به اندازه‌ای مستحکم و مطابق با نیازها و خواست‌های بشری بوده است، که تا مدت حدود چهار هزار سال (تا 6000 سال پیش) دوام می‌آورد. در طول این مدت چهار هزار ساله، نزاع و نبردی در میان انسان‌ها و جوامع انسانی دیده نمی‌شود. انسان بطور کلی و عموماً با جنگ و خونریزی بیگانه است و نیازی به آن در خود احساس نمی‌کند.

بدیهی است که زندگی اجتماعی در روستا در قیاس با گروه‌های انسانی دوران پارینه‌سنگی و میان‌سنگی نیاز به قراردادهای پیچیده‌تری دارد. قراردادهایی که به مرور شکل می‌گیرند و به اجرا در می‌آیند. هنجارها و مفاهیم «خوب- بد» با صیقل یافتن رفتارهای مردمان معنا و مصداق می‌یابند. آیین‌های دینی و پرستش خدایان که عموماً برگرفته از ستارگان و رخدادهای کیهانی بوده است، با اشتراک مساعی همگانی گسترش می‌یابند. در جوامع ساکن در مناطق گرمسیری، ستارگان زمستانی و در جوامع ساکن در مناطق سردسیری، ستارگان تابستانی مورد توجه و الوهیت قرار می‌گیرند. قراردادهای اجتماعی بر پذیرش تنوع ایزدان صحه می‌گذارند و پیکرک‌های گلی به نشانه آنها و در تعداد و تنوع زیاد ساخته می‌شوند.

شواهد موجود، نشان از جوامعی سالم، خوشبخت و سعادتمند در دوران نوسنگی و مس حکایت می‌کند: نبود صاحبان قدرت و ثروت، ساخت پیکره‌ها و آثار هنری بیگانه با خشونت، سفال‌های بسیار زیبای نگارین، آثار زینتی و زیورافزار فراوان، بزک‌ساب‌ها و عطرساب‌های بی‌شمار، افزایش جمعیت و افزایش متوسط طول عمر، نقاشی‌ها و نگارکندهای آکنده از نشان‌های همبستگی و همزیستی مسالمت‌جویانه، و بسیاری دیگر از بازمانده‌های انسان در این دوران چهار هزار ساله (مجموع دوره‌های نوسنگی و مس) نشان از رفاه، آرامش و خوشبختی‌ای دارد که هیچگاه در سراسر عمر بشر تکرار نشد.  ← جمشید.

[/hidepost]

 آ   ا   ب  پ  ت  ث  ج  چ  ح  خ  د  ذ  ر  ز  ژ  س  ش  ص  ض  ط  ظ  ع  غ  ف  ق  ک  گ  ل  م  ن  و  هـ  ی