Skip to content
 

داریوش (داریوئوش، دریمئئیش، داریاموش، تریوش، داریوش یکم)

داریوش: دارَیَوَئوش (فارسی باستان)/ دَریَمَئُئیش (عیلامی)/ داریاموش (بابلی)/ تَریوش (مصری)، داریوش یکم مشهور به داریوش بزرگ/ کبیر هخامنشی. سومین شاه هخامنشی (522- 486 قبل از میلاد). پسر ویشتاسپ و نوه اَرشام. بنیانگذار تخت‌جمشید. داریوش پس از مرگ یا قتل مشکوک کمبوجیه پسر کورش، و نیز قتل بردیا برادر او، به پادشاهی می‌رسد.

داریوش یکی از سرداران کورش بود و به گفته خودش نسبتی فامیلی نیز با او داشت. این نسبت به این شکل بود که پدربزرگ کورش یعنی کورش اول با پدر پدربزرگ داریوش یعنی آریارَمنه برادر بودند. به عبارت دیگر کورش و داریوش دو پادشاه از دو شاخه مختلف خاندان هخامنشی بودند.

داریوش سه زن از خانواده کورش را به زنی خود می‌گیرد. او ابتدا آتوسا دختر کورش و سپس آریستونه خواهر آتوسا و دختر دیگر کورش، و سپس‌تر پرموش دختر بردیا و نوه کورش را زن خود می‌کند. علاوه بر اینها، فیدوما دختر اوتانه (برادر زن کورش) نیز یکی دیگر از زنان داریوش بود. این گروه چهار نفره، زنان رسمی و عقدی داریوش‌شاه را تشکیل می‌دادند. زنانی که سه تن از آنان دختر یا نوه کورش بودند. دو تن با یکدیگر خواهر بودند و چهارمی هووی دو دختر عمه خود بود.

داریوش و مخالفت با حاکمیت مردم: پس از سرکوب گئومات و پیش از رسیدن داریوش به پادشاهی، اوتانه پیشنهاد برقراری حاکمیت مردم را می‌دهد، به گزارش هرودوت، در آن هنگام جلسه‌ای پنج روزه با شرکت هفت تن از بزرگان کشور برای تعیین نوع حکومت و چگونگی توزیع قدرت برگزار شد (هرودوت، کتاب سوم، بند 80 تا 88). در این جلسه نظر اوتانه به تلخیص بر این بود که: «هیچکس نمی‌باید به تنهایی حاکم بر سرنوشت کشور باشد و در چنین حالتی، فرمانروای مطلق به دام خودکامگی خواهد افتاد و مردم را به فساد و چاپلوسی سوق خواهد داد. بهترین شکل حکومت، حکومت مردم است و اینکه مردم عهده‌دار اداره امور کشور باشند. به این ترتیب که مردم برای اجرای حق حاکمیت خود، مسئولانی را انتخاب کنند و تصمیمات هر مسئولی پس از اینکه به شور گذاشته شد، اجرا گردد» (هرودوت، کتاب سوم، بند 80).

اما داریوش که یکی از این هفت نفر بود، با این نظر مخالفت می‌کند و می‌گوید که «بهترین شکل حکومت آن است که یک نفر به عنوان شاه بر همه مردم فرمانروایی کند» (هرودوت، کتاب سوم، بند 82). او در پاسخ این پرسش که منشأ آزادی از کجاست، پاسخ می‌دهد که: «حق آزادی متعلق به مردم نیست، بلکه متعلق به یک نفر فرمانروا است که آنرا به دیگران اعطا می‌کند» (هرودوت، کتاب سوم، بند 82). داریوش موفق می‌شود نظر خود را به دیگران بقبولاند و خود نیز در نهایت و پس از کناره‌گیری اوتانه از تمامی مسئولیت‌های خود، به پادشاهی می‌رسد (هرودوت، کتاب سوم، بند 83؛ رجبی، هزاره‌های گمشده، جلد دوم، ص 211). ← اوتانه.

داریوش نخستین مورخ شناخته‌شده ایرانی: داریوش را به دلیل نگاشتن کتیبه بیستون می‌توان اولین مورخ شناخته‌شده ایرانی بنامیم. هر چند که بی‌گمان متون تاریخی دیگری نیز تا پیش از او وجود داشته‌اند و تا حدودی با آنها آشنا هستیم، اما از نام و هویت آنها بی‌اطلاع هستیم. این داریوش است که بلافاصله پس از انتخاب به مقام پادشاهی، فرمان می‌دهد تا صخره‌ای در بیستون را آماده کنند تا به مرور وقایع زمان پادشاهی او در آنجا بر سنگ نوشته شود. هر چند که بخش اعظم این کتیبه فقط رویدادهای سال نخست پادشاهی او را در بر دارد، اما همان اندازه نیز برای دستیابی به برخی واقعیت‌ها، منبعی مهم و قابل توجه است. رویدادهایی که داریوش بر صخره بیستون نگاشته است، به فرمان خود او بر گل و بر پوست نیز نوشته می‌شده و به سراسر سرزمین‌های تابعه هخامنشی ارسال می‌شده است.

برای متن کامل مقالات به نسخه چاپی کتاب مراجعه نمایید.

 آ   ا   ب  پ  ت  ث  ج  چ  ح  خ  د  ذ  ر  ز  ژ  س  ش  ص  ض  ط  ظ  ع  غ  ف  ق  ک  گ  ل  م  ن  و  هـ  ی