Skip to content
 

خال‌کوبی

خال‌کوبی: نقش‌های که در دوران باستان بر بدن می‌انداخته‌اند و ظاهراً در حکم نشان هویت فردی و شناسایی او بوده است. کاوش‌های چندین ساله باستان‌شناسی در آسیای میانه شرقی (جمهوری خودمختار تووا و شهرهای توران، پازیریک و ارژن)، منجر به پیدایی چندین نمونه از آثار خال‌کوبی بر روی بدن انسان شد (← دره شاهان). گزارش‌های هیئت‌های باستان‌شناسی نشان می‌دهد که این خال‌کوبی‌ها بر روی بدن شاهان، شاهزادگان و پهلوانان یا سرداران انجام می‌شده و نمونه‌های آن، هم بر روی بدن مردان و هم بر روی بدن زنان دیده شده است. با توجه به طبقه‌بندی نقش‌ خال‌ها و گور منسوب به آنها، می‌توان گمان داد که این خال‌کوبی‌ها نه تنها برای زیب و زینت، بلکه‌ای نشانه‌ای از هویت صاحب نقش، پیوستگی خاندانی، و نیز وجه تمایز آنان با دیگر اعضای یک خاندان و خاندان‌های دیگر بوده است. نقش‌های خال‌کوبی شده بر روی بدن هر شخص- به مانند یک مُهر- وسیله‌ای برای شناخت و تشخیص هویت فرد بوده است.

در برخی از آثار به دست آمده، پوست دست خال‌کوبی شده مردان صاحب منصب، دیده شده است. قدمت این مومیایی‌های خشک به سده پنجم قبل از میلاد می‌رسد. در برخی از نمونه‌های خال‌کوبی، بر هر دو دست اشخاص از مچ تا شانه، و نیز بر کتف و پای راست شمار فراوانی از نقش‌های پلنگ، گوزن، قوچ، ماهی و حیوانات اسطوره‌ای خال‌کوبی می‌شده است.

[hidepost]

با توجه به نمونه‌هایی از خال‌کوبی که در کاوش‌های آسیای میانه شرقی (توران زمین شاهنامه) به دست آمده است، این پرسش را می‌توان پیش کشید که آیا ممکن است در شاهنامه فردوسی اشاره‌ای به چنین خال‌کوبی‌هایی شده باشد؟ نگارنده تاکنون در دو جای شاهنامه به چنین اشاره‌ای برخورد کرده و کیخسرو و فرود، دارنده چنین خال‌هایی معرفی شده‌اند. این نکته نیز قابل توجه به نظر می‌آید که کیخسرو و فرود، دو پسر سیاوش از دو زن تورانی‌اش بوده‌اند. فرود، پسر جریره، نخستین زن سیاوش و نوه دختری پیران ویسه بوده، در حالیکه کیخسرو، پسر فرنگیس، دومین زن سیاوش و نوه دختری افراسیاب بوده است.

ممکن است که این دو، سنت خال‌کوبی را بخاطر پیوستگی مادری به تورانیان و نیز زندگانی در توران زمین، انجام داده باشند. هرچند که فردوسی، چنین خال‌هایی را «میراثی از گه کیقباد» می‌داند؛ اما تاکنون هیچگونه مومیایی در ایران پیدا نشده است تا بتوان دانست که آیا در سرزمین‌های ایرانی نیز چنین سنت و شیوه‌ای رایج بوده است یا نه. این بیت‌های شاهنامه را بخوانیم: «بدو گفت گیو ای سر سرکشان/ ز فرّ بزرگی چه داری نشان؟، نشان سیاوُش پدیدار بود/ چو بر گُلسِتان نقطه‌ قار بود، تو بگشای و بنمای بازو به من/ نشان تو پیداست بر انجمن، بَرَهنه تن خود بنمود شاه/ نگه کرد گیو آن نشان سیاه، که میراث بود از گه کیقباد/ درستی بدان بود کیان را نژاد، چو گیو آن نشان دید بردش نماز/ همی ریخت آب و همی گفت راز» (از داستان یافتن گیو کیخسرو را).  و نیز: «بدو گفت بهرام: بنمای تن/ بَرَهنه نشان سیاوُش به من، به بهرام بنمود بازوی فرود/ ز عنبر به گل بر یکی خال بود، کزان گونه پیکر به پرگار چین/ نداند نگارید کس بر زمین، بدانست کو از نژاد قباد/ ز تخم سیاوخش دارد نژاد» (از داستان آمدن بهرام به نزد فرود در کوه).

از بیت‌های بالا چنین دریافته می‌شود که یک «نشان» ویژه در بدن شخص، برای تعیین هویت او به کار می‌رفته است. نشانی که به پدر (خاندان/ تبار) شخص مربوط می‌شده است. در اینجا گیو و بهرام از کیخسرو و فرود می‌خواهند تا با پدیدار ساختن نشانی که بر تن خود دارند، هویت خود را اثبات نمایند. واژگان و توصیف‌های شاهنامه، شباهت فراوانی به نقش‌های خال‌کوبی شده دارند.

این بیت‌های فردوسی، این پرسش را پیش می‌نهد که آیا بین خال‌کوبی‌های کشف شده در آسیای میانه شرقی با نشان و خال سیاه نگاریده شده بر بازوان کیخسرو و فرود (و به احتمال بر بازوی سیاوش) شباهت و پیوندی وجود دارد؟ آیا ایرانیان و تورانیان باستان (دستکم در برخی زمان‌ها و سرزمین‌ها) از روش خال‌کوبی برای اثبات هویت بهره می‌برده‌اند؟ این پرسشی است که پاسخ کامل آن، نیاز به بررسی‌های بیشتر و شواهد افزون‌تر دارد. (مرادی غیاث‌آبادی، خالکوبی‌های توران در مقایسه با بیت‌هایی از شاهنامه فردوسی، ص 77 تا 81؛ Im Zeichen des Golden Greifen, 2007; Τеребенин, 2007).

[hidepost]

 آ   ا   ب  پ  ت  ث  ج  چ  ح  خ  د  ذ  ر  ز  ژ  س  ش  ص  ض  ط  ظ  ع  غ  ف  ق  ک  گ  ل  م  ن  و  هـ  ی