Skip to content
 

بهرام‌یشت

بَهرام‌یَشت: چهاردهمین یشت و یکی از یشت‌های کهن اوستا که در بزرگداشت و ستایش بهرام ایزد پیروزی و رزم‌آوری و شکننده یورش‌آورندگان سروده شده است. بهرام‌یشت دارای ۲۲ بخش یا کرده و ۶۴ بند است. اما بسیاری از این بندها در دوره‌های جدیدتر به متن اصلی افزوده شده‌اند. افزوده‌های احتمالی جدیدتر عبارتند از بندهای ۱، ۵، ۶، ۸، ۱۰، ۱۴، ۱۶، ۱۸، ۲۲، ۲۴، ۲۶، ۳۴، ۳۵، ۴۲ تا ۶۴. برخی از بخش‌های بهرام‌یشت از این قرار است: «برای نخستین بار، بهرام آفریدة اهورا به پیکر باد تندتاز زیبای آفریده مزدا وزان شد. او فَرّ نیک آفریده مزدا را آورد؛ فَرّ آفریده مزدا را و درمان و توانایی را. پس آنگاه بهرام بسیار نیرومند گفت که من در نیرو، نیرومندترینم؛ من در پیروزی، پیروزمندترینم؛ من در فَرّ، فرهمندترینم؛ من در نیکی، نیک‌ترینم؛ من در سود، سودمندترینم؛ من در درمان، درمانگرترینم. من یورش را درهم خواهم شکست؛ یورش همه دشمنان را، چه جادوان و پریان، و چه کَوی‌ها و کَرَپَن‌های ستمگر.

[hidepost]

می‌ستاییم بهرام آفریده اهورا را؛ او که دلیر می‌کند، [برای دشمنان] مرگ می‌آورد، [جهان را] تازگی آورد، او که آشتی می‌بخشد و به خوبی آرمان‌ها را بر آورده می‌کند.

بهرام آفریده اهورا، توانایی فرزند‌آوری و بازوان نیرومند و تندرستی در همه جای تن و پایندگی در سراسر تن را فراز بخشید. و چنان نیروی بینایی داد که اسب از آن برخوردار است. او که می‌تواند در شب تاریک و بی‌ستاره و سراسر پوشیده از ابر، باز شناسد که یک تار موی اسبی که بر روی زمین در افتاده است، از یال یا از دُم است.

بهرام آفریده اهورا، چنان  نیروی بینایی داد که کرکس دارنده گردنبند زرین از آن برخوردار است. او که می‌تواند گوشتی به اندازه یک مُشت را از آن سوی نُه کشور فرا شناسد. اگر چه در بزرگی به مانند تابش سوزن درخشانی باشد؛ اگر چه در بزرگی به اندازه سر سوزنی باشد.

آن کس که استخوانی از وَرِغْنَه (شاهین) یا پَری از این پرنده دلیر را با خود داشته باشد، هیچ توانا مردی نتواند او را کُشت و نتواند او را از جای بدر بَرد. آن پَر، ارجمندی بسیار و فَرّ بسیار بهره آن کس کند و او را پناه بخشد. آن پَر مرغِ‌مرغان.

اگر سردارِ فرمانروا یا بزرگِ کشوری [به سپاهِ دارنده آن پَر]، دست یابد؛ نمی‌تواند بیش از یک نفر کسی را بکشد. همه از آن کسی که پَر با اوست، می‌ترسند، همه دشمنان از آن نیرو و پیروزی می‌هراسند.

آن پیروزی که سرداران در آرزوی آنند، فرزندان سرداران در آرزوی آنند، نام‌آوران در آرزوی آنند، که کیکاووس در آرزوی آن بود. او که از نیروی اسبی برخوردار است، او که از نیروی شتر سرمستی برخوردار است، او که از نیروی آب شایسته کشتی‌رانی برخوردار است.

آن پیروزی که فریدون، آن فرو کوبنده اَژی‌دَهاک از آن برخوردار بود. آن سه پوزه سه کله شش چشم را که دارنده هزار گونه چالاکی بود. آن دشمن دیوآسای بسیار نیرومند نظام هستی که اهریمن در برابر جهان خاکی و برای تباه کردن نظام هستی پدید آورد.

می‌ستاییم بهرام اهورا آفریده را؛ بادا که پیروزی همراه با فَرّ، این خانه را برای گله گاوان فرا گیرد؛ همانگونه که این سیمرغ و همانگونه که ابرهای باران‌زا کوه‌ها را فرا می‌گیرند».

[/hidepost]

 آ   ا   ب  پ  ت  ث  ج  چ  ح  خ  د  ذ  ر  ز  ژ  س  ش  ص  ض  ط  ظ  ع  غ  ف  ق  ک  گ  ل  م  ن  و  هـ  ی