Skip to content
 

بردیا (بردیه، بیرتیه، برزیه، اسمردیس)

بَردیا: بَردیَه (فارسی باستان)/ بیرتیَه (عیلامی)/ بَرزیَه (بابلی)/ اِسْمِردیس (یونانی). پسر کورش و برادر کمبوجیه/ کبوجیه. بردیا به شکلی مرموز کشته می‌شود و ماجرای این قتل پیچیدگی‌های زیادی دارد. داریوش در کتیبه بیستون نقل می‌کند که کمبوجیه برادر خود بردیا را بطور مخفی به قتل رسانده بود: «داریوش شاه گوید: این است آن کارهایی که پس از شاهی به انجام رساندم: پسر کورش  به نام کمبوجیه از دودمان ما در اینجا شاه بود. این کمبوجیه برادری داشت به نام بَردیا که با کمبوجیه از یک مادر و از یک پدر بودند. آنگاه کمبوجیه این بردیا را کشت. هنگامی‌که کمبوجیه بردیا را کشت؛ مردم نمی‌دانستند که بردیا کشته شده است. سپس کمبوجیه به مصر رفت. هنگامی که کمبوجیه رهسپار مصر شد؛ مردمانی پیمان‌شکن شدند و در کشور، در پارس و در ماد و دیگر سرزمین‌ها دروغ فراوان شد».

این واقعه احتمالاً بخشی از توطئه‌ای بوده که علیه فرزندان کورش انجام می‌شده است. بردیا به فرمان کورش حاکم بخشی از امپراتوری بود. حاکمیتی که در زمان کمبوجیه نیز ادامه یافته بود. شواهد موجود نشان از این دارد که بردیا محبوبیت مردمی داشته و توانسته توجه همگان را به خود جلب کند. این محبوبیت می‌توانسته برای کسانی که در سودای بدست آوردن قدرت بوده‌اند، خطرناک باشد. یکی از اینان مغی به نام گَئومات که سپندداد نیز نامیده شده، بوده است. در روایت‌های هرودوت و مورخان یونانی گفته می‌شود که او شباهت زیادی به بردیا داشته است. گئومات از سویی به کمبوجیه خبری دروغ می‌دهد که بردیا بر تو نافرمان شده و قصد شورش علیه ترا دارد. چنانکه او را دعوت به شرفیابی کنی، او نافرمانی می‌کند و به حضور نمی‌رسد. همین مغ از سوی دیگر برای بردیا پیغام می‌فرستد که کمبوجیه قصد هلاکت ترا دارد و بزودی ترا به بهانه‌ای نزد خود فرا می‌خواند. هنگامی که کمبوجیه برای آزمایش بردیا او را فرا می‌خواند، بردیا از واهمه قتل به نزد او نمی‌رود و با بهانه‌ای آنرا به تأخیر می‌اندازد. این موضوع موجب می‌شود که هم کمبوجیه به اشتباه تصور کند بردیا نافرمان شده و در اندیشه قیام است، و هم بردیا به اشتباه تصور کند کمبوجیه براستی در فکر قتل اوست.

[hidepost]

در هر حال بردیا بخاطر این سوءتفاهمی که ناشی از القائات آن مغ بوده است، بطور پنهانی و به فرمان کمبوجیه به قتل می‌رسد. قتلی که نتیجه عجیبی به همراه داشت و آن این بود که اکنون گَئومات خودش را به جای بردیا معرفی می‌کند و اعلام می‌کند که من بردیا هستم و بردیا نمرده است. مردم سخن و ادعای او را باور می‌کنند و او را تحت حمایت و طرفداری خود می‌گیرند.

پس از این، گئومات در تاریخ‌نامه‌ها با عنوان «بردیای دروغین» نامیده می‌شود. قیام و شورش گئومات یا بردیای دروغین بالا می‌گیرد. به اندازه‌ای که آنان موفق به کسب شاهی و تصرف بابل نیز شده بوده‌اند. چرا که در کتیبه داریوش در بیستون و برخی کتیبه‌های بابلی از او با عنوان‌های «شاه بابل» و «شاه همه کشورها» یاد شده است. این شورش در اواخر پادشاهی کمبوجیه رخ داده و پس از مرگ کمبوجیه به همه سرزمین‌های تابعه پیامی فرستاده می‌شود که کمبوجیه مرده و اکنون بردیا پادشاه کشور است.

از سوی دیگر داریوش نیز در کتیبه بیستون نقل می‌کند که «گئومات خود را به دروغ بردیا نامید و کشور را در دست گرفت. هیچکس جز من توان مقابله با او را نداشت. من توانستم پادشاهی‌ای را که او به دروغ از خاندان ما ستانده بود، باز پس گیرم». با این حال آیا واقعیت چه بوده است؟ روایت‌های موجود مشکوک‌تر و متناقض‌تر از آن هستند که بتوان با قاطعیت نظری داد. بلکه فقط می‌توان پرسش‌هایی را پیش کشید. آیا واقعاً کمبوجیه فرمان قتل بردیا را صادر کرده و اجرا کرده است؟ آیا پس از این قتل، واقعاً مردی به نام گئومات به دلیل شباهت ظاهری با بردیا خود را به جای او معرفی کرده است؟ یا اینکه کل این داستان و روایت‌ها جعلی بوده و ساخته و پرداخته داریوش است؟ آیا ممکن نیست که گئومات مغ به راستی بردیا بوده باشد و داریوش با چنین اتهامی مقدمات قتل پسر کورش را فراهم کرده باشد؟ واقعیت هر چه باشد، اکنون دستیابی بدان غیر ممکن است. بخصوص که ماجرای مرگ کمبوجیه که همزمان با قیام بردیای دروغین یا بردیای راستین بوده است، به اندازه کافی مشکوک و متناقض است. همچنین  ← گئومات و کمبوجیه.

[/hidepost]

 آ   ا   ب  پ  ت  ث  ج  چ  ح  خ  د  ذ  ر  ز  ژ  س  ش  ص  ض  ط  ظ  ع  غ  ف  ق  ک  گ  ل  م  ن  و  هـ  ی