Skip to content
 

بتیگان (بتیکان)

بُتیگان: بُتیکان. جشن پیکرتراشی. جشنی در روز پانزدهم دی‌ماه که با ساخت تندیس‌ها و پیکرتراشی‌هایی به شکل انسان و گاه سوزاندن آن همراه بوده است. امروزه صورت اصلی و تلفظ نام این جشن دانسته نیست. با اینکه منابع مطالعه و بررسی پیرامون این جشن بسیار محدود هستند و به مرور زمان از میان رفته‌اند، اما با همان اندک منابع نیز می‌توان تا اندازه‌ای با این آیین کهنسال و فراموش‌شده آشنا شد.

ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه گزارشی بسیار کوتاه در باره این جشن آورده است که به‌رغم کوتاهی، مهم‌ترین سند برگزاری چنین جشنی در متون کهن است: «در روز پانزدهم که دی‌به‌مهر روز باشد و نامبر است به بتیکان، پیکری را از خمیر یا گل به شکل انسان می‌سازند و آنرا جلوی درهای ورودی می‌گذارند. اکنون این سنت نزد پادشاهان متروک شده، چرا که همچون شرک و ضلالت است». نام‌واژة «بتیکان» در اثر دیگر بیرونی به نام قانون مسعودی با همین نگارش آمده و افزون بر آن، از این جشن به سبب مشابهت با بت‌پرستی به عنوان جشنی ممنوع یاد کرده است. اما در گزارش خلیل عمران المنصور از متن اصلی آثارالباقیه، بجای «بتیکان»، نام‌واژه «سیکان» آمده که ظاهراً ناشی از ناخوانا بودن نسخه مرجع و خوانش و کتابت نادرستِ نسخه‌پرداز بوده است.

[hidepost]

با این حال به درستی دانسته نیست که نام بتیکان چگونه خوانده و تلفظ می‌شود و صورت اصلی آن چگونه بوده است. برخی پژوهشگران آنرا «دیبگان» ثبت کرده‌اند و آنرا گونه‌ای تطور یافته از نامِ روز پانزدهم ماه یعنی «دی‌به‌مهر» دانسته‌اند. برخی دیگر تلفظ درست آنرا «بُتیکان» دانسته‌اند و آنرا با بُت از یک ریشه و خاستگاه دانسته‌اند. ادوارد زاخائو در نخستین چاپ کتاب آثارالباقیه آنرا به همین شکل «بتیکان» آورده است. پرویز اذکایی گمان داده است که پاره آغازین «بتیکان»، فرگشته‌ای از «بی/ بگ/ بغ» (خدا) بوده باشد و این جشن همانا عید «بَغیاد/ مُغ‌کشان/ مگوفونیا» بوده است. ایشان صورت درست بتیکان را «بغیگان/ بگیکان» احتمال داده‌است. آنچه مسلم است، نام و واژه و کاربرد بتیکان به گذشته‌هایی بس کهن باز می‌گردد و به خاستگاه آیین و نام آن نمی‌توان به درستی دسترسی یافت. چرا که در متون کهن، هر اندازه تفاوت و اختلاف نظر بیشتری در ثبت نام‌ها و واژگان و تطور لغات دیده شود، نــشانه‌ای از دیـرین‌‌سال‌تر بودن آن است.

نگارنده بعید نمی‌داند که یکی دیگر از شکل‌های نگارش و تلفظ این واژه، «بُتیگان» بوده باشد. ترکیبی که از «بُت» و پسوند شناخته‌شده «گان» (پسوند نشان‌دهنده «هنگام» و «زمان») در نامگذاری جشن‌های ایرانی، ساخته شده باشد.

در هر صورت، معنا و مفهوم «بت» در این نام‌واژه (حتی اگر با ضمه آغازین خوانده شود)، معادل با مصداق متداول و مذموم آن، یعنی «خدا/ نماد خدا» یا «وَثَن» و «صَنَم» در زبان عربی نیست و صرفاً برابر با تندیس و پیکره یا مجسمه است. در زبان فارسی/ دری رایج در افغانستان، این گونه معنایی همچنان تداول دارد و عموماً هر پیکره‌ای را بت می‌نامند. چنانکه پیکره‌های بزرگ بودا در بامیان را «بُت‌های بامیان» می‌نامند.

جشن بتیکان در زَین‌الاخبار گردیزی نیز به کوتاهی گزارش شده است: «روز بتیکان آن باشذ کی مغان تماثیلها کنند چون مردم از گِل و یا از آرد و آن تماثیل را از پسِ درها سخت کنند و اکنون آن بگذاشته‌اند کی آن به بتپرستی (مانذ و) آن را منکر دارند». واژة «بتیکان» در گزارش گردیزی، به صورت «سکان» ثبت شده که ظاهراً ناشی از بی‌نقطه نوشتن بتیکان بوده است.

گزارش گردیزی شباهت فراوانی با گزارش بیرونی دارد. با توجه با زمان تألیف کتاب زین‌الاخبار (۴۴۴ هجری قمری) و زمان مرگ بیرونی (۴۴۰ هجری قمری) به نظر می‌رسد که کتاب بیرونی مأخذ گزارش گردیزی بوده باشد و یا اینکه هر دو از منبع واحدی بهره برده‌اند.

اما خلف تبریزی نکات دیگری افزون بر گزارش‌های یادشده بالا دارد که دانسته نیست تا چه اندازه می‌توان آنها را مستند دانست. او در «برهان قاطع» آورده است که صورت ساخته‌شده از گل یا خمیر آردِ نان را در رهگذر نهند و تعظیم کنند و بعد آنرا بسوزانند.

به نظر می‌رسد که بازمانده‌هایی تطوریافته از این جشن تا دوران معاصر برقرار بوده و دوام داشته است. صادق هدایت در نیرنگستان از مردمانی گزارش داده که مجسمه‌ای از خمیر می‌سازند و سپس آنرا بر آشی نذری که پخته‌اند می‌گذارند و به آب روان می‌سپارند.

چنین رسم‌هایی هنوز در برخی نواحی ایران متداول است. زنان در استان‌های خراسان و فارس، از خمیری که برای پخت آشِ «ابودُردا» فراهم شده است، دو عروسک به شکل مرد و زن می‌سازند و شکمشان را پر از آجیل و بُنشَن (حبوبات) می‌کنند و آنها را همراه با آش در دیگ می‌پزند و سپس بر کاسه‌ای سفالین نهاده به آب روان می‌سپارند. این سنت اکنون در آخرین چهارشنبه ماه صفر برگزار می‌شود.

نگارنده در روستای کرمجگان در حدود ده کیلومتری جنوب بخش «کهک» در استان قم، مشاهده کرده است که ساختن پیکره‌های عروسک‌مانند در میان زنان و دختران روستا تداول داشته است. عروسک‌هایی که عمدتاً به رنگ مقدس سبز بودند و نمادی از حضرت علی‌اصغر دانسته می‌شدند. ساخت عروسک و آدمک و فروش آنها در بازارهای مکارة نوروزی در زمان برگزاری آیین‌های نوروز در شهر مزارشریف افغانستان نیز مشاهده شده است.

در مجموع و بطور خلاصه می‌توان گفت که در روز دی‌به‌مهر از دی‌ماه، برابر با پانزدهمین روز ماه دی، جشن و آیینی در ایران باستان برگزار می‌شده است که فعلاً آنرا با نام «بتیکان/ بتیگان» می‌شناسیم. از گسترة برگزاری این جشن و دورة تداول آن- و نیز جزئیات بیشتری از آن- هیچگونه اطلاعی در دست نیست. همچنین نمی‌دانیم که آیا این یک آیین دینی بوده است و یا همچون بسیاری از دیگر جشن‌ها و آیین‌های ایرانی ریشه در پدیده‌های طبیعی و کیهانی داشته است؛ اما همین اندازه می‌دانیم که مردمان در این روز به ساختن پیکره یا تندیس، و یا عروسک و آدمک روی می‌آورده‌اند. بعید نیست که برخی از تندیس‌ها و مجسمه‌های گلی بسیار زیادی که از سراسر تپه‌های باستانیِ فلات ایران (و به ویژه از طلاتپه در نزدیکی شهر شِبِرغان در شمال افغانستان) به دست آمده است، بازمانده‌هایی از این سنت فراگیر کهن باشند.

[/hidepost]

 آ   ا   ب  پ  ت  ث  ج  چ  ح  خ  د  ذ  ر  ز  ژ  س  ش  ص  ض  ط  ظ  ع  غ  ف  ق  ک  گ  ل  م  ن  و  هـ  ی