Skip to content
 

انگدروشنان

اَنْگَدروشْنان: یکی از کتاب‌ها و سرودهای مانوی که بخش‌هایی از آن به زبان‌های پهلوی پارتی و سغدی تاکنون بازمانده است. این سرودها را همراه با موسیقی می‌خوانده‌اند. این سرودها در هشت بخش یا هَندام است و از روحی سخن می‌رود که سرگردان و پریشان است و در آرزوی نجات‌دهنده‌ای به سر می‌برد. «اَنْگَد» در زبان پهلوی اشکانی معادل با «هَنگَتَه» در اوستایی و به معنای «خوشبختی» است. «رَوْشَنان» نیز در همان زبان (و نیز در زبان فارسی) به معنای «روشنی‌ها» است و در کنایه معنای «ستارگان» را نیز می‌دهد. ترکیب «انگدروشنان» را می‌توان به چند شکل و از جمله «خوشبختی‌های درخشان» و یا «ستارگان خوشبختی» برگردان کرد. سرودهای اَنْگَدروشنان از لطیف‌ترین سرودهای مانوی است: «ای خدای من! ای محبوب من! به مهربانی‌ات نیرویم ده، یاری‌ام کن، با همه بخشایش‌هایت. ای خدای من! بیارای روح مرا، و یاری‌ام کن، همه بدی‌ها را دور ساز از من، از من دور کن، آنانی که به دردم می‌آورند. ای محبوب من! ای ستوده، مرا آزادم کن از آنان، چه تنها تویی که می‌دانی، راز مرا. روح من می‌گرید از درون، و می‌پژمرد از دلتنگی‌ها، روزهایم با توده‌ای از درد، آشفته شد و متلاطم. می‌خواهند روح مرا درهم بشکنند، از هر کران رنجی مرا فرا گرفت، مه‌های غلیظ و تیرگی‌های انبوه. روح من از دیدن چهره پنهان آنان، آه چه ترسید!  اما من می‌مانم! در دل دریا به پیش می‌روم، از تلاطم‌ها می‌گذرم، همه بندها گشوده می‌گردند، و همه میخ‌های آهنین کنده می‌شوند. قایق من برمی‌خیزد، بر سر موج‌های افراشته، و از هر کران پرتوی برمی‌خیزد».

 آ   ا   ب  پ  ت  ث  ج  چ  ح  خ  د  ذ  ر  ز  ژ  س  ش  ص  ض  ط  ظ  ع  غ  ف  ق  ک  گ  ل  م  ن  و  هـ  ی